حزبیت طبقه کارگر و چگونگی تحقق آن (بخش دوم)

iglesias_revolution_2

پیشروان طبقه کارگر و جنبش خودبخودی
در بخش پیشین توضیح دادیم که از نظر ما حزبیت طبقه کارگر ضرورتی تاریخی است تا “طبقه کارگر بمثابه تنها طبقه انقلابی ایکه حامل نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جایگزین (آلترناتیو) سرمایه داری است، در سطح جامعه بشری، در مقام حقیقی خود ظهور کند. طبقه کارگر تا زمانیکه چنین طرحی را برای تغییر انقلابی جامعه ارائه نکند، اصولاً در مقام انقلابی خود قرار نگرفته است.” پس واضح است که مهمترین شرط تحقق این حزبیت برخورداری جامعه از طبقه کارگری است که به این ضرورت پی برده باشد، از آگاهی طبقاتی برخوردار باشد، علم مبارزه طبقاتی را بشناسد و در نتیجه از سازماندهی و رهبری ای برخوردار باشد که در رابطه ای متقابل و ارگانیک، مراحل مختلف تکاملی مبارزه طبقاتی اش را تا انهدام ماشین حکومت سرمایه داری و استقرار جمهوری شوراها طی کرده و گذار سوسیالیستی را آغاز کند. اما همچنان گفتیم و از طریق تاریخی و توضیح عینیت شرایط طبقاتی کارگران نشان دادیم که بین آنچه که طبقه کارگر باید باشد و آنچه که اکنون هست، تفاوت زیادی وجود دارد. این فاصله مملو از موانعی است که باید از سر راه برداشته شود.
بسیاری از فعالان کارگری بر این عقیده هستند که مهمترین مانع انتقال آگاهی و سازماندهی طبقه کارگر حضور جو خفقان و سرکوبی است که از طریق حکومت سرمایه داری در ایران اعمال می شود. و از این نتیجه می گیرند که تنها با محدود کردن فعالیت های کارگری در چهارچوب های مورد تحمل حکومت اسلامی و سازماندهی علنی و قانونی طبقه کارگر می توان این مانع را دور زد. اما، در عمل می بینیم که حکومت سرمایه داری بسیار از ایشان هوشمند تر است و هیچگونه رابطه ای بین فعالان کارگری با تجربه و توده های کارگری را تحمل نمی کند، و اگر ابزارهای قانونی اش پاسخگوی ایجاد مانع در راه شکلگیری این پیوند نباشد، بی محابا، بصورت غیر قانونی به در بند کشیدن فعالان کارگری و سرکوب جنبش خودبخودی کارگران اقدام می نماید. مواجهه با چنین واقعیتی، این فعالان کارگری را به این نتیجه می رساند که حکومت اسلامی چنان مقتدر است که هیچ راهی جز تمکین به محدوده قابل تحمل آن نیست. ایشان در هر مرحله قدمی به قهقرا برداشته تا شاید این نقطه تحمل را کشف کنند، اما هرگز به آن نخواهند رسید. چرا که با هر عقب نشینی فعالان کارگری و خواسته های جنبش خودبخودی، سرمایه داران و حکومت شان قدمی به جلو گذاشته و محدوده را تنگ تر می کنند. نتیجه چنین تسلیم طلبی ها بود که طبقه کارگر را از خواسته شرایط بهتر کار و افزایش حقوق متناسب با تورم بعد از پایان جنگ، به تصویب قراردادهای موقت و قانون کارگاه های کوچک مجلس هفتم به بعد رساند. معمولاً با مشاهده و تجربه چنین شرایطی، فعالان دلسوز کارگری می بایست به عبث بودن راه حل شان واقف گشته و نظریه خود را برای مطابقت با واقعیت موجود تغییر دهند، لیکن می بینیم که چنین نمی شود. در اینجاست که چنین فعالانی، با اصرار بر نظریه نادرست و ورشکسته، خود، تبدیل به مانعی در مقابل رشد آگاهی و مبارزات طبقه کارگر می شوند.
توسل به زور و سرکوب و بند و زندان را به هیچ عنوان نباید پای اقتدار مطلق حکومت سرمایه داری گذاشت. دقیقا، عکس آن صادق است. در تاریخ دو قرن جنبش کارگری، بارها شاهد بودیم که فعالان کارگری چگونه با سازماندهی مخفیانه خود و کارگران بر رویکرد نظامی – امنیتی و پادگانی کردن جامعه فائق آمدند. دروغ می گوید آن کسی که ایجاد سازمان ها و تشکلات کارگری و سوسیالیستی در جهان را به نبود سرکوب و اختناق در کشورهای دیگر نسبت می دهد. همواره سازماندهی طبقه کارگر در کشورهای سرمایه داری زیر شدیدترین جو سرکوب و اختناق صورت پذیرفته است. سرکوب و اختناق حکومت ها فقط در شرایطی که افکار و تئوری های تسلیم طلبانه در میان فعالان کارگری و سوسیالیست حاکم بوده توانسته است از سازماندهی طبقه کارگر جلوگیری کند. هم اکنون، جنبش طبقه کارگر، تا آنجایی که متکی به آگاهی و سازمان یافتگی خودبخودی اش است، در حال “زدن سنگی” است که تسلیم طلبان آن را “علامت نزدن” جلوه می دهند. پیروزی های اخیر جنبش کارگری، هر چند کوچک، هر چند مقطعی و تک واحدی، عقب نشینی هیئت حاکمه ی تا دندان مسلح را افشاء کرده است. این کوته فکران و خودپسندان تسلیم طلب هستند که برای ارضاء و توجیه وجود خود، چشم بر آن بسته اند.
قدم اول برای رهبری این جنبش به پیروزی های بزرگتر، دائمی تر و هر چه نزدیکتر به پیروزی نهایی، خط کشی فعالان کارگری و سوسیالیست های انقلابی با انواع تئوری های تسلیم طلبانه و ارتجاعی ای استکه از مراکز حزبی و سازمانی بورژوازی “چپ” بیرون می تراود و نا امیدی را در دل پاکدلان و متعهدان به انقلاب پرولتری و معتقدان به سرنگونی و انهدام کامل ماشین حکومت سرمایه داری و استقرار حکومت شوراها (کمون – کانتون) برای آغاز دوران گذار سوسیالیستی، دامن می زند. فعالان انقلابی طبقه کارگر باید در وحله اول، این تسلیم طلبی و تسلیم طلبان و احزاب و سازمان های آنها را از خود دور کرده و حول فعالیتی مشترک، برای ایجاد ستاد سیاسی طبقه کارگر ایران (حزب انقلابی) گام نهند. این فعالیت مشترک، آن بستری است که پیوند پراتیک و تئوری انقلابی را مهیا می سازد. در روند طی کردن چنین پروسه ای است که ایده ها در آسمان نمانده و در پراتیک مشخص انقلابی محک می خورند و میزان صحت و سقم شان تعیین می گردد. در چنین بستری دیگر توهمات و خیال پردازی ها مکانی برای بقاء ابدی نمی یابند. در کنش و واکنش فعالان انقلابی سوسیالیست بر بستر فعالیتی مشترک، نه تنها ایده ها محک می خورند، بلکه خودمان را نیز از آلودگی ها تصفیه کرده و بالنده می سازیم. با برداشتن همان “قدم اول” به خود آگاهی ای دست می یابیم که سال ها در انتظارش بودیم. چرا که، فقط یک انقلابی می تواند تا برای حل نقصان رهبری طبقه کارگر در چنین شرایط طوفانی و پر تلاطمی، به دریا بزند و غول ناکامی یک قرن گذشته را، چشم در چشم، به مبارزه بطلبد! آیا شما آماده چنین خودآگاهی ای هستید؟
فعالیت انقلابی یعنی چه؟
هنگامیکه سخن از فعالیت انقلابی می شود، ذهن بسیاری از جوانان ما به سمت کارهای عجیب و غریبِ ماجراجویانه می رود و اینگونه تصور می کنند که قهرمانان سوسیالیست وارد محلات شده و با سخنرانی های مهیج خود توده های کارگر و مردم زحمتکش را به شورش فرا می خوانند. این مردم هم که تا به حال چنین شجاعت و جسارتی را ندیده اند، با دیدن آنان دلشان قرص شده و به دنبال شان به میدان ها آمده و دست به شورش و قیام می زنند. این تصویر با تعریف مصالحه جویان و تسلیم طلبان نیز از فعالیت انقلابی خوانایی دارد. با این تفاوت که، جوانان ما بواسطه شور و هیجان انقلابی به این توهم دچار می شوند، اما، مصالحه جویان و تسلیم طلبان برای تخطئه فعالیت انقلابی و ارائه تصویر کاریکاتوری و کاذب از آن چنین می کنند. در اینجا باید به جوانان پرشور و پاکدل خود توضیح دهیم که درست است که هدف نهایی ما رهبری جنبش کارگری در جهت قیام علیه نظام سرمایه داری است، اما چگونه؟ در چه شرایطی و با کدام نیرو؟
انقلاب، واقعه ای است که شرایط مبارزه طبقاتی در روندی طولانی و پیچیده در آن قرار می گیرد و کاری نیست که صرفاً با سخنرانی های آتشین مبلغان جان بر کف صورت پذیرد. انقلاب در شرایطی بوقوع می پیوندد که کلیت طبقه کارگر به این واقعیت پی برده باشد که کلیه کارفرمایان واحدهای تولیدی مختلف بمثابه یک طبقه مشترک المنافع وجود دارند که بسیار سازمان یافته هستند و به ابزاری متحد کننده، با توانایی اعمال قهر و سرکوب، یعنی حکومت سرمایه داری، مسلح اند. همچنین، دریافته باشند که تمامی کارگران در کلیه واحدهای تولیدی، در مقابل سرمایه داران و حکومت ایشان نیز طبقه ای مشترک المنافع می باشند که نه تنها دارای قدرت اقتصادی تولید اجتماعی،بلکه، همچنین دارای الگویی پیشرفته از حاکمیت سیاسی هستند و برای اجرایش، توانایی پاسخ مسلحانه به امتناع مسلحانه سرمایه داری را نیز دارند.
آیا بنظر شما، در حال حاضر، طبقه کارگر ایران چنین آگاهی و اعتماد به نفس برخاسته از آن را داراست؟ مسلماً خیر!
اکثریت قریب به اتفاق توده های کارگری یا روستا زادگانی هستند که به تازگی به شهرها آمده و در خیل طبقه کارگر وارد شده اند (مهاجران جنگ) و یا نسل دوم ایشان می باشند که هنوز افکار ارتجاعی “ارباب و رعیتی” و “پدر سالارانه” خود را به یدک می کشند. غریزه و ذهنیت ایشان، اتفاقاً، با همان لاطائلات “قدر قدرتی” حکومت بیشتر سازگاری دارد. تجارب زیادی از اعتراض و شکست و پیروزی لازم است تا ایشان به درک طبقاتی رسیده و به ضربه پذیر بودن کارفرما و حکومت سرمایه داری پی ببرند. البته طبقه کارگر ایران بواسطه فشارهای جانکاه و خانمان براندازی که سرمایه داری “همیشه در بحران” ایران به ایشان تحمیل کرده و می کند، بصورت فشرده، در حال کسب چنین تجربیاتی است. اعتلاء روزمره این اعتراضات نیز نشان از همین واقعیت است. هر چه سرمایه داران بر فشارهای خود بیافزایند، کارگران نیز برای رفع و دفع آن به مبارزه کشیده می شوند. حتی طبق خبرهای جراید حکومتی، روزی نیست که هزاران کارگر اعتصابی در مقابل کارفرمایانشان قرار نگیرند. چنین مبارزاتی، همچون دامان یک مادر، پرورش دهنده نیروهای تازه نفسی از مبارزان است. طبقه کارگر ایران در حال سیر مسیری از گذرگاه طفولیت به بلوغ است. نیرویی که هنگام بلوغ، قادر به سرنگونی حکومت سرمایه داری در یک قیام سیاسی – اجتماعی خواهد بود. هیچ نیرویی بغیر از نیروی طبقه کارگر قادر به در هم کوبیدن نظام سرمایه داری و پیشبرد انقلاب سوسیالیستی نیست.
آنچه که ما باید درک کنیم، اینستکه حتی پس از سرنگونی حکومت سرمایه داری، چنان تحول اجتماعی ایکه بخواهد زیر بنای یک جامعه را متحول سازد، صرفاً از طرق حکومتی متمرکز و بوسیله »نمایندگان مختار« و توده های سر به زیر نمی تواند صورت پذیرد. به همین علت نیز گفته می شود که طبقه کارگر نمی تواند ساختار قدرت موجود را تصرف کند، بلکه باید آن را منهدم ساخته و حکومت شوراها (کمون ها – کانتون ها) که تمامی اهالی در آن تصمیم گیرنده و مجری هستند را مستقر سازد. چرا که تحولات سوسیالیستی تنها می تواند و باید از طریق اقدام مستقیم تمامی اهالی اجرا شود.
تا به حال اینگونه بوده که اصلاحات در ساختارهای اجتماعی بصورت احکام حکومتی به اهالی اعلام شده و با زور چماق و بند و زنجیر و طناب دار اجرایی می شدند. مثالهای این شیوه سرمایه دارانه را ما تنها از حکومت های رسماً سرمایه داری نمی آوریم، بیاییم به مدعیان حکومت های سوسیالیستی قرن گذشته نگاهی بیاندازیم که به خیال خود با الگو گیری از “مام وطن سوسیالیستی” (روسیه) و “سوسیالیسم واقعاً موجود” به کجا رسیدند. کشورهایی چون کره (شمالی)، ویتنام، کامبوج،کوبا و ….
حال اگر طبقه کارگر تا آن زمان به درجه ای از آگاهی نرسیده باشد که بتواند چنین انقلابی را پیش ببرد، آنوقت چه خواهد شد؟ همانطور که در روسیه اتفاق افتاد! آنوقت است که ایجاد تحولات انقلابی در جامعه به دوش نخبگان حزبی به “نمایندگی” طبقه کارگر می افتد که به ابتکار خود آن را به پیش ببرند. و تصمیمات خود را بصورت احکام حکومتی به مردم اعلام کرده و انتظار اجرایی شدنش را داشته باشند. در چنان حالتی توده های طبقه کارگر چنین حکومتی را دیگر از آن خود ندانسته و هر چند هم که این اقدامات برای پیش برندگانش صحیح جلوه کند و یا با نیت پاک صورت پذیرد، با مقاومت طبقه کارگر روبرو خواهد شد.
تکرار می کنم، تنها زمانی چنان دگرگونی های انقلابی امکان اجرایی شدن پیدا می کنند و در جامعه پایدار خواهند ماند، که این اقدامات بصورت آگاهانه و داوطلبانه از سوی توده های طبقه کارگر صورت پذیرد. گفته های داهیانه آموزگاران سوسیالیسم صرفاً مصرف جوهر بر روی کاغذ، و یا خواب های طلایی یک نوجوان ایدآلیست نبوده است. اینکه رهایی طبقه کارگر از زیر استثمار و ستم بورژوازی و ساختمان جامعه کمونیستی (گذار سوسیالیستی) تنها بدست خود کارگران امکان پذیر است، یک واقعیت است و نه یک شعار!
فعالیت انقلابی، فعالیت آگاهگرانه ای است که انقلابیون سوسیالیست از طریق تبلیغ و ترویج علم مبارزه طبقاتی، بصورت برنامه ریزی شده، درازمدت و مستمرانه در میان کارگران به پیش می برند تا این نیروی بالقوه انقلابی را به آگاهی لازم برای رهبری مبارزات خود و دیگر اقشار تحت ستم رهنمون کنند. چنین فعالیتی از طرف فعالان انقلابی کاری تدریجی، مشقت بار و مملو از پیچیدگی هایی استکه تنها با همکاری متحدانه امکانپذیر است. کارهای بزرگ با بر داشتن قدم های کوچک آغاز می گردد. هیچکس نمی تواند تمامی کارها را به تنهایی بر دوش بکشد و نباید انتظار داشته باشد که دیگران نیز چنین کنند. فعالیت انقلابی، محلی برای ماجراجویان و شور و هیجان کورکورانه نیست.
چگونه فعالیت انقلابی را سازماندهی کنیم؟
با توضیحات بالا مشخص می شود که سازماندهی برای پیشبرد فعالیت انقلابی چند جانبه است.
جنبش خودبخودی طبقه کارگر، اتفاقاً در چنین جو خفقان و سرکوبی که هر اعتراض کوچکی، کارگران را در مقابل حکومت سرمایه داری قرار می دهد، زایشگاه نیروهای کارگری است که بصورت روزمره آبدیده می شوند. اما، زایش عناصر آگاهی که این جنبش برای تبدیل شدنش به یک طبقه انقلابی بدان نیازمند است، به این سرعت پیش نمی رود. جنبش خودبخودی طبقه کارگر برای پیشبرد مبارزات خودبخودی اش نیازی به عناصر آگاه ندارد. ارتباط متقابل عناصر سوسیالیست و جنبش کارگری جهت ایجاد جامعه ای نوین و عاری از هرگونه تبعیض طبقاتی، جنسیتی، ملیتی و … است. پس، در حال حاضر، مهمترین جنبه سازماندهی فعالیت انقلابی، متحد ساختن نیروهای آگاه طبقه کارگر در حزبی است که به برنامه انقلابی طبقه کارگر برای جایگزینی نظام سرمایه داری و آغاز گذار سوسیالیستی مسلح باشد. چنین حزبی بیانگر آلترناتیو سوسیالیستی ای است که دستاوردهای مبارزات طبقاتی کارگران جهان در دو قرن گذشته به جهانیان ارائه داده است. تنها چنین سازماندهی و اتحادی از فعالان انقلابی است که می تواند با کار پیگیرانه شبانه روزی، اقشار و اصناف کارگری را به سطحی از خودآگاهی طبقاتی برساند که پاسخگوی ضرورت تاریخی رهبری جامعه را داشته باشند.
ساختمان ساختار تشکیلاتی چنین حزبی جنبه دیگری از فعالیت انقلابی است. تشکیل هسته هایی که عناصر آگاه انقلابی را در محیط های کارگری فعال ساخته و به مبارزات خودبخودی ایشان پیوند زنند. باید به خاطر داشته باشیم که هر محتوایی نیازمند به ظرف مخصوص به خود است. مسلماً در چنین شرایطی از جو خفقان و سرکوب، فعالیت انقلابی نمی تواند بصورت علنی و در ملاء عام جریان داشته باشد. برای اینکه عناصر آگاه انقلابی بتوانند کار دراز مدت و پیگیرانه آموزش و پرورش و سازماندهی را از طریق ترویج و تبلیغ علم مبارزه طبقاتی با عناصر آماده کارگری به جلو ببرند، می بایست بصورت مخفی و غیر علنی، به دور از چشم پلیس سیاسی و همچنین اعضاء احزاب و سازمان های مصالحه جو و تسلیم شده به حکومت سرمایه داری فعالیت کنند. رئوس چگونگی تشکیل و پیشبرد فعالیت های هسته های مخفی در جزوات آموزشی “کمیته نشریه تدارک حزب انقلابی” و نوشته های رفقا در شماره های این “نشریه” آمده و خواهد آمد. تنها بر روی این نکته باید اصرار ورزید که انتخاب رفقا و اعضاء هسته ها می بایست با تأمل و دقت صورت پذیرد و محل و حوزه فعالیت اش به دقت انتخاب شود. این هسته ها مکانی برای ماجراجویی نبوده و رفقا نباید شور و شوق انقلابی را با هوسرانی ماجراجویان اشتباه بگیرند.
مسلماً برای کارایی فعالیت های انقلابی، چنین اقداماتی می بایست بر روی برنامه ای یکپارچه از سوی هسته ها بجلو رود. به همین منظور “کمیته نشریه تدارک حزب انقلابی” مباحث برنامه ای را بصورت دوره ای در دستور کار خود قرار داده که این نوشته نیز بخشی از بحث این دوره، درباره چگونگی تشکیل “حزب انقلابی” می باشد. این هسته ها می بایست مطالب مندرج در شماره های “نشریه” را خوانده و مورد بحث قرار داده و نظرات گوناگون خود را برای “کمیته نشریه …” ارسال کنند تا با انتشارش، کلیه رفقا در دیگر هسته ها و کمیته ها بتوانند از آنها استفاده برند. تنها با ایجاد چنین رابطه خلاق و متقابلی است که همسویی و یکپارچگی در فعالیت های انقلابی بوجود می آید.
همچنین، مخفی بودن هسته ها باعث می شود تا ایشان با یکدیگر تماس مستقیم نداشته باشند. این حالت بدین دلیل ضروری است که اگر هسته ای به هر دلیلی از طرف پلیس سیاسی شناسایی شد، دیگر هسته ها لو نرفته و بتوانند به فعالیت های انقلابی خود بصورت مستمر ادامه دهند. اما، انتقال تجربیات فعالیت های انقلابی جهت بالا بردن کیفیت سازماندهی و کارهای تبلیغی و ترویجی از ضروریات است. در اینجا با نقش دیگر “کمیته نشریه تدارک حزب انقلابی” آشنا می شویم. از طریق ارسال گزارشات از فعالیت هسته ها، “کمیته نشریه” بر مبنی محتوای آنها، اشکال متفاوتی برای به اشتراک گذاشتن و انتقال این تجربیات به دیگر هسته ها و کمیته ها دارا است.

در اینجا سخن کوتاه کرده و نظرات خود در مورد حوزه های مختلف و متنوع فعالیت انقلابی، اهداف و کارکرد کوتاه مدت و دراز مدت شان را به شماره ی دیگری موکول می کنم.

بینا داراب زند
گرایش سوسیالیم مشارکتی
اول آبان ۱۳۹۳

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*