گفتگوی دکتر مصطفی علوی در زندان گوهردشت کرج با بینا داراب زند، سر دبیر سلام دمکرات

14 فروردین 1387

سلام دمکرات: دکتر مصطفی علوی، پزشک , نویسنده و رئیس کانون نخبگان ایران و عضو انجمن های بین المللی “آکادمی علوم نیویورک”( New York Academy of Sciences)، “موسسه قلب آمریکا”.( A.H.A. ) و “موسسه بین المللی اصلاحات قوانین جزایی” ( P.R.I. ) در اسفند ما ه 1385 بازداشت شد. پس از گذراندن ماه ها در انفرادی های بازداشتگاه اطلاعات اوین ( 209 ) به بند عمومی همین بازداشتگاه منتقل شده و پس از گذراندن یک سال در این بند به زندان “اموزشگاه” اوین منتقل میگردد. سپس با اجرای توطئه ای از طرف مسئولان حراست و زندان مذکور ، در آذر ماه 1386 به زندان گوهردشت سالن 10 بند 4 تبعید می گردد.

دکتر مصطفی علوی که نویسنده هفت اثر علمی و مسئول نشریه داخلی دانشگاه امیر کبیر به عنوان “پیک نخبگان” با تیراژ 5000 نسخه که در تمامی دانشگاه ها پخش می شده است، به اتهامات کذب “نشر مقالات محرک و موهن”، “تبلیغ علیه نظام”، ” تشویش اذهان عمومی از طریق نشر اکایب” و “تشکیل گروه های غیر قانونی معاند” متهم گشته و محکوم گشته است. اما به گفته خودش در نامه ای که از زندان منتشر نموده بود بازداشت وی به دلیل فعالیت هایش در سازمان های غیر دولتی و مستقل ( NGO ) بوده است.

ایشان در تماسی تلفنی از زندان گوهردشت با بینا داراب زند سردبیر سایت سلام دمکرات از شرایط بد جسمانی و بیماری هایی که نیاز به درمان مستمر و فوری دارد سخن گفته و توضیحاتی در مورد شرایط نگهداری و جسمانی خود ارائه می دهند که متن پیاده شده ی آن را در زیر می خوانید:

سوال- درود بر شما جناب آقای دکتر علوی، به تازگی از فشارهای شدید حکومتی بر شما از طریق عدم رسیدگی و توجه درمانی به بیماری های شدید جسمانی جنابعالی با خبر شدیم که باعث تأسف ما و تمامی آزادیخواهان و مبارزان حقوق دمکراتیک انسان ها گشت. اما قبل از هر چیز مایل بودیم در مورد دلایل بازداشت و تاریخچه ی مختصری از شرایط نگاهداری شما را به اطلاع خوانندگانمان برسانیم.

پاسخ- درود بر شما و خوانندگان شما از اینکه مردم شریف ایران پیگیر حال زندانیان سیاسی حکومت اسلامی هستند بسیار شاد و امیدوار شدم و آرزوی نوروزی همراه با پیروزی را برایشان دارم. اینجانب مصطفی علوی از مدرسین دانشگاه های ایران می باشم که به علت داشتن درد وطن و آزادی همواره به فعالیت های اجتماعی پایه ای و مسالمت آمیز مشغول بوده ام. همانطور که می دانید به همین دلیل نیز در اسفند ماه گذشته بازداشت شدم و در روند بازجویی ها متوجه گشتم که ایشان خواهان تشکیل پرونده ی سنگینی بعنوان تشکیل گروه های غیر قانونی به منظور ضربه زدن به اهداف حساس حکومتی جهت براندازی آرام آرام نظام جمهوری اسلامی علیه اینجانب هستند. همچنین بنده را متهم به درج مقالاتی توهین آمیز به مقدسات و مسئولان حکومت اسلامی و اصل ولایت فقیه و رهبر می کردند که البته تمامن کذب بوده است. هر آنچه من نوشته و یا در مصاحبه هایم گفته ام چیزی جز واقعیات و متکی بر حقوق اولیه خودم و سایر انسان ها نبوده است و در صورت امکان و پیش آمدن موقعیت آنها را با صدای بلند تکرار خواهم کرد. به همین دلیل در طول این بازجویی ها این اتهامات را مردود اعلام می نمودم و به همین دلیل نیز ماه ها در انفرادی های اطلاعات گذراندم. پس از ارسال پرونده ی اینجانب به دادگاه بدوی نیز بر بیگناهی خود تأکید ورزیده و دادگاه و رأی آن را به رسمیت نشناخته و به همین علت نیز هیچگونه اعتراضی به رأی صادره نکردم. پس از گذراندن دوران انفرادی به بندهای عمومی بازداشتگاه 209 منتقل شدم و از آنجا به اندرزگاه 7 که معمولن مجرمین مالی را در آنجا نگهداری می کنند برده شدم. اما وزارت اطلاعات به حضور من در این بند اعتراض کرد و خواهان انتقال من به بندهایی شد که زندانیان جرم های مواد مخدر و یا شرارت و غیره داشته باشند تا از این طریق مدت زندان من توأم با فشارهای روحی و خطر درگیری های خشونت آمیز و وحشیانه باشد. با این هدف پس از مدت بسیار کوتاهی به بند 8 “آموزشگاه” منتقل شدم. سپس به علت اعتراضات مداوم اینجانب به شرایط نگهداری خود و سایر زندانیان سیاسی در چنین بازداشتگاهی دوباره با توطئه علیه اینجانب پرونده سازی کرده و باعث تبعید من به زندان گوهر دشت شدند. که ار آذر ماه گذشته در سالن 10 بند 4 این زندان به سر می برم.

سوال- آیا بنظر شما، اینکه شما آذری هستید در حکم و یا طرز برخوردهای خشونت آمیز این نهادهای حکومتی تأثیر داشته است؟

پاسخ- مسلمن بی تأثیر نیست ، ولیکن این حکومت چنان سرکوبگر و مستبد است که هیچگونه اعتراض و دگراندیشی را از طرف هیچکس تحمل نمی کند و اگر فارس هم بودم باز هم به همین اتهامات متهم می گشتم و حکم حبس می گرفتم. مثلن من و آقای فرزاد کمانگر در بازداشتگاه 209 ماه ها با هم در یک سلول زندگی می کردیم و در گفتگو های روزانه و تبادل نظرمان به این نتیجه رسیده بودیم که او حتمن تبرئه خواهد شد. اینکه اینک به او حکم اعدام داده اند فقط می تواند متأثر از کرد بودنش باشد. یا آقای علی حیدریان نیز که فکر می کردیم به 10 یا 15 سال محکوم خواهد شد، اما به او هم اعدام دادند. همچنین فکر می کردیم فرهاد وکیلی حتمن آزاد می شود، اما به او هم حکم اعدام دادند. این احکام قطعن متأثر از جریاناتی است در کردستان و آذربایجان و دیگر مناطق زندگی اقوام غیر فارس می گذرد. این دوستان کرد ما دارند کفاره عملیات پژاک را در کردستان می دهند بدون اینکه اصلن قضیه مربوط به آنها باشد. یا مثلن در سیستان و بلوچستان آقای “ریگی” دست به عملیات مسلحانه می زند ولی یک ژورنالیست را محکوم به اعدام می کنند.

سوال – آیا به شما هم اتهام “تجزیه طلبی” و یا داشتن ارتباط با با چنین گروه هایی زدند؟ آیا روال بازجویی شما به این جهت هم کشیده شد؟

پاسخ – البته بازجویی های شخص بنده به این سمت نرفت و بیشتر در همان فضایی که توضیح دادم دور می زد. اما من را به داشتن ارتباط با همه جور گروه و سازمانی متهم می نمودند که بعضن در تناقض با یکدیگر بود.

سوال – آقای علوی، همانطور که در ابتدای گفتگو خدمتتان عرض کردم نه تنها خوانندگان ما بلکه کلیه مبارزین راه آزادی و حقوق دمکراتیک مردمی نگران وضعیت جسمی و بیماری های شما هستند. آیا می توانید در این مورد کمی به ما توضیح دهید و لطف فرموده و در مورد طرز برخورد مسئولان زندان را نیز قید کنید؟

پاسخ – مهمترین مشکل من بیماری دیابت است که همه روزه می بایست 130 واحد انسولین مصرف کنم، اما متأسفانه این بیماری در جهت سندرومی حرکت می کند که بدن اینجانب را در مقابل انسولین مقاوم کرده است. به دلیل همین مقاومت آثار منفی دیابت در حال پیشروی است. مثلن در قدرت دید من! چشم چپ من به کلی دید خود را از دست داده است. و در چشم دیگر نیز در حال از بین رفتن است. سر دردهای غیر قابل تحملی را تجربه می کنم که بعضن تا روزها تداوم دارد. پا های من به شدت بی حس شده اند که گاهی هیچ حسی در آنها ندارم، عوارض پوستی نیز در حال پیشروی است و در چند نقطه از بدنم تبدیل به زخم دیابتیک شده است. آثار کلیوی بیماری دیابت نیز مزید بر دیگر آثار گشته و امکان پیشروی آن زیاد است. مسئولان بیمارستان زندان نیز متوجه این مشکلات شده اند و به مسئولان زندان گزارش داده اند که در درون زندان امکان مداوای من وجود ندارد و من باید به وسیله ی بیمارستان ها و متخصصین خارج از زندان درمان شوم. همین چند روز پیش هم به ایشان نوشتند که حتا اگر امکان انتقال ایشان به خارج از زندان وجود ندارد به زندان مبدأ، یعنی زندان اوین، بازگردانده شود تا حداقل جلوی سرعت پیشروی بیماری کلیوی اش به علت آهک بالای آب کرج گرفته شود. .اما آقای حاجی کاظم که هیچ عکس العملی نشان نداده است و معاون او علیمحمدی هم گفته است که هیچ کاری برای او نمی توان کرد.

سوال – ما به تجربه دیده ایم که حتا در دوران گذراندن دوره ی محکومیت این وزارت اطلاعات و تا حدودی حراست اطلاعات قوه قضاییه هستند که در مورد زندانیان سیاسی تصمیم می گیرند. پس چگونه است که علیمحمدی سر خود این گزارشات را نادیده گرفته و این درخواست ها را بی پاسخ گذاشته است؟

پاسخ – اولن باید بگویم که از روز اول بازداشت خود تا این ساعت هیچگونه درخواستی از هیچیک از مسئولان هیچ نهاد حکومتی ای نکرده ام و نخواهم کرد. اینهایی را که گفتم در حقیقت گزارش و توصیه های پزشکان و مسئولان درمانگاه زندان بوده است. ثانین، مسلمن علیمحمدی که فقط یک معاون رییس زندان است بدون ارتباط با وزارت اطلاعات و اطلاعات قوه قضاییه و آنها نیز بدون مشورت با مقام های بالاتر خود تصمیم نگرفته اند و دقیقن همین ارگان ها و مقام ها هستند که که یا به نیت انتقام از پایداری یا اعمال فشار بیشتر و یا به هر دلیل آشکار و پنهان دیگری درمان مورد نیاز را از من دریغ کرده اند.

سوال – جناب اقای دکتر علوی از وقتی که به ما دادید سپاسگزاریم، آیا در پایان نکته ای هست که بخواهید با خوانندگان ما در میان بگذارید؟

پاسخ – من هم از تلاش های شما و دیگر فعالان حقوق انسانی متشکرم که تماس ما زندانیان سیاسی را با مردم کشورمان همچنان برقرار نگاه داشته اید. و پس از تبریک دوباره سال نو به ملت ایران می خواستم بر این نکته تأکید کنم که تکیه ی ما زندانیان سیاسی فقط به ملت ایران است و هیچ تقاضا و امیدی به هیچ یک از جناح های خکومتی نداریم. پیروز باشید.

چهارشنبه 14 فروردین 1387

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*