“مشروطه خواهی” پس از یک قرن و اندی؟!

در طول مبارزات سال گذشته، آقایان و هم باندی هایشان از روزگار قدیم و زنده بودن خمینی و “ارزش پرستی” و “مردم دوستی” و “جمهوری خواهی” اش برایمان تعریف کرده اند. آنها، بارها بر وفاداری شان به “خط امام” تأکید ورزیده و احمدی نژاد و دار و دستهِ او را به “ترکِ ارزش های امام” متهم نموده اند. اگر بخواهیم از زاویهِ تصورات ایشان به گذشته و دوران خمینی نگاه کنیم، در زمان امام، همه چیز در حالت “گل و بلبلی” بود. سفره “عدل و عدالت” در زیر سایه نظام “جمهوری” گسترده بود و چه نوحه ها که نمی خواندیم و از چه زیبایی های “ارزشی” بهره مند نبودیم. و دقیقاً به خاطر حفظ چنین یادگاری از “امام” است که بعد از وقایع “عاشورای سرخ” (1389)، هنگامی که تظاهرات های خیابانی به در هم شکستن “جمهوری” میل کردند و مسیر ناسازگاری با “ارزش هایش” را گزیدند، دیگر نمی شد با آشوب طلبان همراه شد و می بایست در روز 22 بهمن در کنار یارانِ قدیم ایستاد و نشان داد که “پیروزی جنبش سبز را به هر قیمتی نمی خواهیم”. و این بدین معناست که، اگر قرار باشد مبارزات مردم به متلاشی شدن “نظام جمهوری اسلامی” بیانجامد، ما چنین پیروزی ای را نخواسته و به ایشان پشت می کنیم. که کردند!!
گفتیم که ایشان “پیروزی جنبش سبز را به هر قیمتی” نمی خواهند. از قضا آقای موسوی، از آنهایی که روزگار و ارزشهای “امام” را الگوی مملکت داری قلمداد می کند، در سخنرانی برای “جمعی از مدیران مسئول، خبرنگاران و خانواده های روزنامه نگاران دربند” که در سایت “کلمه” آمده است، با تکیه بر جمله بالا، که طعنه ای علیه مبارزان برانداز است، شمه ای از روزگار امام، و طبعاً، نمونه ای از حکومت آینده که زیر حاکمیت ایشان و دار و دسته اش می باید انتظار داشته باشیم، نشان می دهد. او در سخنانی که برای دفاع از خود در مقابل “تهمت های” دخالت ایشان در دوره زمامداری شان، در قتلهای گروهی و وحشیانه زندانیان سیاسی تابستان 67 ، عذر بدتر از گناه آورده و می گوید: “مسئله سال ۶۷ را باید در منظر تاریخی خود بررسی کرد و بعد هم دید آیا دولت در این زمینه اطلاعی داشته است؟ نقشی داشته است؟ آیا اصلا امکانی برای دخالت داشته است؟ آیا در احکام و اسناد، نامی از دولت وجود داشته است؟ دولت که نقشی در این مسئله نداشته است. (البته غیر از وزارت اطلاعات-احمد) خیلی از کسان دیگر هم اطلاع نداشته اند. اما برای مطرح کردن این مسائل با ذکر جزئیات، من هم محذوراتی دارم.
مهندس موسوی اظهار داشت: قدرت جنبش سبز در اخلاقی بودن آن است؛ در این که سفید را سفید گفته و سیاه را سیاه گفته است. ما چیزی که بد بوده را قبول نمی کنیم اما اگر کسی در جایی سکوت می کند، معنای آن موافقت و همراهی با آن نیست و باید این حق را برای افراد قائل باشیم.” (سایت کلمه)
بنابراین، می بینیم که گذشته از افشایِ میزان تعهد خمینی به حاکمیت “جمهوری”، حکومت مطلوب آقای موسوی و دار و دسته شان، از آن نوع حکومت هایی است که قدرتمداران هر کاری که می خواهند می کنند و لزومی هم ندارد که “دولت جمهور” از آن اطلاعی داشته باشد. چرا که دستور مستقیم کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 67 به حکم جنایتکارانه “بُت” ایشان، خمینی صورت پذیرفت.
البته در این سخنرانی، ایشان سعی کرده اند که خود را بر مبنای اقتضایِ زمانه خیلی “رزمنده” نشان دهند و صحبت از “ایستادگی بر خواسته ها” می کنند. اما قبل از آن خواسته ها ی خود که مردم نیز باید به آن رضایت دهند را اینگونه بیان داشته است: “هدف اصلی ما مشروط کردن قدرت، رسیدن به عدالت و آزادی، زنده شدن ارزشهای بنیادین و رفتن به سمت جامعه ایست که در آن فشار و تهدید نباشد. این احتیاج به زمان دارد و یک سال مدت زیادی برای رسیدن به این اهداف نیست. گرچه در این یک سال آگاهی های جامعه ما بسیار گسترده تر شده است. به نظرم ایده ها اگر خوب متولد شود، پیروزی آن قطعی است و من بر این باورم که ایده تغییر در کشور متولد شده است.” پس، در حقیقت، حکومت دلخواه ایشان، حکومتی است “مشروطه” که قرار است “قدرتمداران” را به حد “ارزش های بنیادین” محدود کند. البته نمونه ی “ارزش های بنیادین” را نیز در مثال بالا، و وقایع تابستان 67 و نقش “دولت جمهور”، دیدیم. تازه، رسیدن به چنین حکومتی “احتیاج به زمان دارد” و کار یکی دو سال نیست.
ای ابلهانی که هنوز خواسته های این باندهای حکومتی را در راستایِ خواسته های مردم می پندارید! “مشروطه نمودن قدرت و قدرتمندان” خواستهِ ملت 100 سال پیش بود. در همان زمان هم ثابت شد تا زمانیکه “قدرت” در دست عدهِ خاصی متمرکز است، زیر بار شرایط و محدودیت نمی رود. و اگر هم مجبور باشد در مقابل مبارزهِ مردم برای مدتی در محدوده باقی بماند، همواره در انتظار موقعیتی است که با فرسایش نیروهای مداخله گر مردمی، دوباره این حدود را در هم شکسته و بدتر از دیروز، دمار از روزگار مبارزین و مردم در آورد.
تنها راه محدود کردن “قدرت” انهدام تمرکز آن در دست عده ای خاص و انتقال آن به عموم و پایه است. این واقعه نیز نه بصورت “گام به گام”، بلکه بصورت انقلابی امکانپذیر است. پیشروی “گام به گام” از طرف این حضرات به این علت توصیه می شود که تدریجاً نیروی مبارزاتی مردم فرسایش یابد و شرایط برای خروج “قدرتمداران” از حدودی که مبارزات مردمی به ایشان تحمیل کرده است آماده شود.
پس، بیدار شوید و چشم بگشایید! مهلتی که برای رسیدن به اهداف واقعی مان، که می بایست”محو کامل قدرت” و استقرار جمهوری شورایی باشد، مورد نیاز است، دورانی است که ما برای بیدار کردن مردممان و بویژه طبقهِ انقلابی کارگر نیاز داریم. آن لحظه ای که بتوانیم ایشان را به چنان آگاهی ای برسانیم، همان لحظهِ استقرار جمهوری شورایی و فروپاشی “قدرت متمرکز” در سطح سیاسی و محو امتیازات حقوقی شان خواهد بود.

پیش بسوی انقلاب
نان، مسکن، آزادی – جمهوری شورایی

پنج‌شنبه 14 مرداد 1389

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*