اعلامیه کارگران کمونیست ایران در محکومیت اعدام های اخیر

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها

طبق خبرهای رسیده فرزاد کمانگر، علی حیدریان، شیرین علم هولی، فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان اعدام شدند. هریک از ایشان در چند نوبت زیر شدیدترین شکنجه ها قرار گرفتند تا به جرم ناکرده اعتراف کنند. هر از چند گاه خبر مقاومت پایدارانه یِ ایشان به بیرون از بند شکنجه گران شب پرست درز می کرد و آتش بر جان ما می زد. گو اینکه تحمل درد شکنجه و بیداد و اعدام در کمین تمامی مبارزان است و آنها آگاه به این خطر قدم به میدان جنگ طبقاتی می گذارند اما هرگز خوی انسانی نمی تواند با منطق و استدلال سوزش قلب از دست دادن رفیقان و یاران را مانع شود. پس امشب را با درد جانکاه و چشمانِ گریان به صبح می رسانیم و در فراق قهرمانان به خون خفته خود به سوگ می نشینیم. و اما فردا اشک ها را از چشمانمان پاک کرده و همراه با خانواده های شجاع ایشان و در کنار دانشجویان مبارز آستین ها را بالا زده و خواب را بر چشمان حرامیان قاتل حرام خواهیم کرد.

اعدام این دلیران نشانه یِ دیگری بر حادتر شدن مبارزه طبقاتی در جامعه است. مبارزه ای که از سال ها پیش رو به اعتلا گذاشت و در پایان بهار و اوائل تابستان گذشته ( 1388) برای مدتی در پایتخت تا شرایط انقلابی نیز پیشروی کرد. طوفان این مبارزات در امواج پی در پی با افت و خیزهایی ظاهر گشت که در هر افت اش موانع پیشروی را شناسایی کرده و در حد آگاهی اش بر طرف نمود و در هرخیز اهداف بالاتری را نشانه رفت و رشد صعودی اش را به نمایش گذاشت. این تنها مرتجعان سرمایه داری و عوامل حکومتی شان اند که هر بار افت مقطعی مبارزات را نقطه پایان و دائمی تصور می کنند و به توهم “اقتدار” فرو می روند. اما حتی در اوهامشان نیز ترس و وحشت نهفته است. اقداماتِ درنده خویانه یِ ایشان نیز از همین ترس و هراس نشأت می گیرد. آنها به خیال خود با هر قتل و اعدام و سرکوب مردم مبارز را وادار به عقب نشینی می کنند و از حضور مجددشان در میدان جدال می هراسانند. اما نتیجه یِ این اقدامات در چنین شرایطی چیزی جز آگاهی بیشتر مردم به اصلاح ناپذیریِ این حکومت و نظام و ارتقاء تعهد توده ها به سرنگونی آن نخواهد بود.
از طرف دیگر، اقدامات اینچنینیِ حکومت مرتجع مدرک دیگری است از لا علاجی بحران های اقتصادی و اجتماعی و ناتوانی آنان در پاسخگویی به نیازهای اجتماعی ایکه روند صعودی مبارزات طبقاتی را باعث گشته است. حاکمان سرمایه دار با آگاهی به این ناتوانی نظاره گر نشانه های رشد نسبی آگاهی و آمادگی طبقه کارگر و قشر آگاه آن برای ورود به میدان جدال سیاسی در اتحاد عمل روز جهانی کارگر امسال بودند و این واقعیّت بیشتر از هر عامل دیگری ایشان را به وحشت انداخته است. حکومتی که در لحظات اوج مبارزه ی پوپولیستی و سازمان نیافته مردمی خود را در آستانه ی تلاشی دیده بود از تصور تداخل و امتزاج مبارزه طبقاتی کارگران و جنبش عمومی انقلابی مردم ایران از ترس به حد جنون رسیده و چون دیوانه ای زنجیر گسیخته به جان اُسرای مبارزه طبقاتی افتاده است. اعدام فرزاد کمانگر، کارگر و معلم دلسوخته و متعهد به رسالت طبقاتی اش در چنین روزهایی را نباید حملِ بر تصادف و قضا و قدر نمود. آنها با نشان دادنِ دستان خونین خود به مبارزان طبقه کارگر هشدار می دهند که برای حفظ قدرت و نظم سرمایه داری از هیچ عمل جنایتکارانه ای پرهیز نمی کنند. امیدواری ایشان به کارایی چنین اقداماتی نشان از جهل مرکب طبقاتی شان دارد. آنها نمی فهمند که شرایط مبارزه طبقاتی و روند عمومی آن نه بر مبنای اراده یِ مبارزان، بلکه بر اساس نیازهایِ عمومی طبقه کارگر و ضرورت های اجتماعی و شرایط لاعلاجی کاستی ها و بحران ها و لزوم تغییر ساختاری سرمایه داری در ایران و جهان قرار دارد که اراده یِ عمومی طبقه کارگر را بر تک تک مبارزان اعمال می کند. گیریم که این اقدامات در دل فعالان و مبارزان بالفعل هراس اندازد و وادار به تأمل شان کند، اما فشار ناشی از تحمیل ضرورت های مبارزه طبقاتی نه تنها تأثیر این اقدامات را در کوتاه مدت خنثی می سازد بلکه بصورت روزمره دسته ها و اقشار تازه تری را وارد میدان مبارزه خواهد کرد.

کارگران و زحمتکشان ایران!

اعدام این عزیزان نشانگر اتخاذ سیاستی از طرف هیئت حاکمه جمهوری اسلامی است که دیگر هیچ امیدی برای تغییر و اصلاح مسالمت آمیز شرایط زندگی مان باقی نمی گذارد. اینک قهر سرمایه داری از حد استثمار حاصل کارمان گذشته و به تجاوز به جان ما و فرزندانمان رسیده است. ما باید از مبارزات کارگران جهان و تجارب ایشان بیاموزیم که تا زمانیکه سرنوشت خود را به دست سرمایه داران و نمایندگان حکومتی ایشان بسپاریم چیزی جز فقر و گرسنگی و مرگ و اعدام و شکنجه و اسارت نخواهیم یافت. تنها راه نجات ما و دیگر زحمتکشان در ایران و جهان اتحاد و مبارزه است که نیاز مبرمی به سازمان یابی و سازماندهی دارد. ما باید در محل کار و زندگی مان گرد هم آئیم و با انتخابِ نمایندگان مان شوراهای صنفی و محلی خود را بنا کنیم و با ایجادِ ارتباط با دیگر شوراها زمینه ی یک جنبش عمومی و سراسری انقلابی کارگری را مهیا سازیم. تنها در چنین مسیری است که می توانیم سرنوشت خود و فرزندانمان را در دست گرفته و تغییرات لازم برای زندگی و دنیایی بهتر را ایجاد نمائیم.

نان، مسکن، آزادی – جمهوری شورایی
کارگران کمونیست ایران
19 اردیبهشت 1389

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*