گزارش تحلیلی از 16 آذر 1388

16 آذر 1388 در زیر سرکوب های خارق العاده حکومتی برگزار شد و همانطور که انتظار می رفت به برگ زرینی در تاریخچه یِ مبارزات انقلابی مردم ایران تبدیل گشت.این روز فرخنده، به رغم یک ماه تلاش ارتجاع برای جلوگیری از وقوع اش، دارای دستاوردهای نوینی در عرصه مبارزاتی بود که در زیر بصورت اجمالی نظری به نکات آن انداخته و در روزهای آتی نظرات تکمیلی خود را ارائه خواهیم داد.
1.جناح کودتا، که پس از پیروزی مردمی در مراسم 13 آبان، به واقعیت “تلخ” ظهور روند انقلابی پی برده بود، از همان تاریخ به بازداشت های گسترده و سراسری فعالان و رهبران دانشجویی دست زد. این بازداشت ها آنچنان بُعد وسیعی یافت که تنها در هفته ی آخر به بیش از 90 دستگیری انجامید. همچنین، برگزاری دادگاه ها و صدور احکام سنگین ضربتی برای دانشجویان چپ بازداشت شده در سال 86 ، که بیش از دو سال برگزاری آن را به بهانه های مختلف به تعویق انداخته بودند، هراس حکومت دیکتاتوری از برگزاری موفقیت آمیز این مراسم را ظاهر ساخت.
بر خلافِ باورها و کوشش های فعالان رویزیونیست و اپورتونیست کارگری، حکومت سرمایه داری جمهوری اسلامی کاملاً به این امر واقف است که بزودی مبارزات جنبش کارگری از کانال های خودبخودی و صنفی سر ریز شده و به جنبش پوپولیستی علیه دیکتاتوری خواهد پیوست. در چنان زمانی، واقعیّت طبقاتی بودن مبارزات جاری برای همگان آشکار می گردد و آنگاه حتی عقب افتاده ترین اقشار مردمی را به میدان خواهد کشاند. به همین خاطر، در یک ماه گذشته، به سرکوب خفقان آور جنبش کارگری نیز شدت بخشید. از جمله این اقدامات، احکام زندان علیه فعالان کارگری را به اجرا گذاشت. همزمان، دادگاه های فعالان کارگری بازداشت شده در اول ماه مه 1388 را به سرعت برگزار کرد و احکام سنگین زندان و جرایم نقدیِ غیر قابل پرداختی برایشان صادر نمود. و از طرف دیگر، با تشکیل پست های امنیتی ، مستقیماً نیروهای نظامی و امنیتی را وارد کارخانه ها کرد.
تقلای جناح نظامی – امنیتی حاکم به همین اقدامات خلاصه نگشت. در یک ماه گذشته، آنها حتی تلاش به تهدید عمومی و ایجاد رعب و وحشت در دل مردم را نیز تشدید کرده و دست به اعمال بی سابقه ای زدند. صدور و اجرای حکم اعدام برای بازداشت شدگان وقایع اخیر، همراه با تماس های مستقیم تلفنی بازجویان اطلاعات برای تهدید مستقیم فعالان سیاسی و حقوق بشری، فرستادن پیامک های اس. ام. اس برای عموم مردم و تهدید به بازداشت و برخورد امنیتی در صورت شرکت شان در اعتراضات، همه و همه، نشاندهنده یِ درماندگی و اقدامات نا امیدانه یِ دایره قدرت برای حفظ خود می باشد.
علیرغم تمامی این تمهیدات و تلاش ها، نه تنها جنبش دانشجویی دانشگاه های سراسر کشور را به میدان مبارزه علیه حکومت جمهوری اسلامی تبدیل کرد، بلکه در تهران هزاران هزار نفر از مردم را به حمایت ازخود به خیابان ها و میادین کشاند. مردم انقلابی همراه با دانشجویان مبارز، با شعارهای شفاف و اقدامات مقابله جویانه شان، سطح بالاتری از ذهنیّت انقلابی، نسبت به ماه گذشته، به نمایش گذاشتند. بنابراین می توان گفت بزرگترین دستاورد مبارزات 16 آذر 1388 برگزاری موفقیّت آمیز آن بود که نشاندهنده ی توان نا محدود مبارزات مردمی و اعتلای انقلابی آن است که دیگر با هیچ شیوه ی سرکوبگرایانه ای قابل مهار نیست. اینک، پس از 30 سال رکود و مبارزات تدافعی، دورانی آغاز گشته است که مردم در حالت تهاجمی قرار گرفته و تمهیدات دفاعی حکومت دیکتاتوری قادر به سرکوب آن نمی باشد.
2.جناح معروف به اصلاح طلب که تنها اصلاحات مورد نظرش، اصلاح سهم گروه های انحصاری غیر حاکم از چپاول ثروت های مردمی و منابع طبیعی و جایگاه مناسب تری در هرم قدرت است، باز هم تمام کوشش خود را به کار گرفت تا از روند رادیکالیزه شدن خواسته ها و شعارها و شیوه یِ مبارزات مردمی جلوگیری کند و آنها را به سمت دست یافتن به خواسته های محدود جناحی خود به جریان بیاندازد. میرحسین موسوی در این مدت دو بیانیه منتشر کرد که هر دوی آنها سیاست تحریف واقعیت روند انقلابی مبارزه توده ای و تأکید بر «حفظ نظام دیکتاتوری جمهوری اسلامی»، و منحرف کردن مبارزات به هدف محدود منافع گرو های انحصاری غیر حاکم، یعنی «اجرای بی کم و کاست قانون اساسی جمهوری اسلامی» را داشت. مضمون این پیام ها نشاندهنده ِ فاصله ای است که کارگزاران و نویسندگان پیام های او از ارزش ها و اهداف مردمی دارند. چرا که تأکید عمده یِ ایشان در این پیامها «بازگشت به اصول و ارزش های اولیه یِ دوران خمینی» بود که مردم با آتش زدن عکس های خمینی، همراه با خامنه ای و احمدی نژاد، پاسخ آنها را دادند.
در این میان، مضحک تر از همه تلاش های هاشمی رفسنجانی و خانواده اش برای برخورداری مجدد از محبوبیّت توده ای بود. او که در همان روزهای اول مبارزه مردمی در مقابل رهبری خامنه ای سر تسلیم فرود آورد و از مردم خواست تا با «ولی فقیه» بیعت کنند، اینک که دوباره منافع اقتصادی باند و خانواده اش با تهاجمات دوباره یِ جناح نظامی – امنیتی مواجه گشته ( مدیریت و بودجه میلیارد دلاری متروی تهران) با سخنرانی هایی سعی در به دست آوردن دل توده ها نمود و پیش خود خیال کرد که با این تلاش های تبلیغاتی می تواند مجدداً مردم را به دادن شعار در حمایت خود ترغیب کند. همچنین، با همین انگیزه، شایعه ای مبنی بر شرکت فائزه هاشمی در تظاهرات ها و بازداشت وی را بر سر زبان ها انداخت. اما، این تلاش ها با شکست مفتضحانه ای روبرو گشت، چرا که ذهنیّت مردم در این مبارزات شش ماهه بسیار روشن تر شده و کاملاً به تضاد منافع خود با جناح های غیر حاکم حکومت دیکتاتوری سرمایه داران واقف گشته اند.
البته، تلاش جناح های حکومتی، به خدمت گرفتن تئوریسین هایِ به ظاهر «مستقل» لیبرال را نیز شامل می شد. ایشان که عموماً اساتید خریداری شده و یا روشنفکران مجذوب شده به فرهنگ سرمایه داری هستند، همه روزه مقالات و متونی را به انتشار می رساندند که عموماً بر تئوری غیر علمی «طبقه متوسط مدرن» تکیه داشت و اینکه چگونه زمان انقلابات به سر رسیده است. آنها با انکار نقش انقلابی و تعیین کننده یِ اجتماعی طبقه کارگر، وشیوع توهمات ایدئولوژیک لیبرالی مبنا بر اینکه مبارزات کنونی نشأت گرفته از منافع «طبقه متوسط مدرن» است، که از تصادفِ روزگار دارای ایدئولوژی لیبرالیسم نیز می باشد و خواهان تغییرات تدریجی و «غیر خشونت آمیز» و انقلابی جامعه است، تبدیل به موانع نظری جدّی ای در آگاهی توده ها به اصول علمی مبارزه طبقاتی شده اند. این لیبرال های مستقل، بعنوان «کارشناسان» امور و جنبش های اجتماعی به مردم معرفی می شوند. «نخبگانی» که اگر تئوری هایشان با واقعیّت مبارزه طبقاتی خوانایی ندارد و راهکارهایشان بی ثمر است، مشکل از ایشان نبوده، بلکه تقصیر از غیر منطقی بودن وقایع و رشد غیر کلاسیک جامعه سرمایه داری در ایران است. مبارزه با این تفکر بسادگی صورت نمی پذیرد و نیاز به کار آگاهگرایانه یِ وسیعی از طرف کمونیست های انقلابی دارد. امادر عمل، تجربه مستقیم مبارزاتی توده ها به عدم اعتبار راهکارهای غیر واقعی شان می انجامد، بدون آنکه بتواند برخورد ریشه ای با چنان ذهنیّتی را میسر گرداند. پس مردم در مبارزات عملی خود از ایشان دور می شوند، اما تأثیرات نظری تئوری های انتزاعی ایشان در اذهان توده ها باقی مانده و مانع رشد سریع ذهنیّتی مناسب با شرایط عینی می گردد. نمونه یِ رشد تدریجی و گام به گام ذهیّت توده ها همان شعار معروف «جمهوری ایرانی» بود که صرفاً برای مشخص ساختن موضع ضدیّت مردم با بقایِ «جمهوری اسلامی» بصورت خودبخودی مطرح گشت و برای ماه ها به شعار اصلی تظاهر کنندگان تبدیل شد (بخصوص در مراسم قدس و 13 آبان) درصورتیکه در تظاهرات 16 آذر هیچ نشانی از آن باقی نماند و شعار بسیار روشنِ «موسوی بهانه س، کل نظام نشانه س» جایگزین آن شد.
3. چنین تحول تاریخی ای همواره بصورت جهشی رخ می نمایاند. اما نباید منشاء و علل وجودی اش را با نقطه و روزنه یِ تظاهرش اشتباه گرفت. این جهش تاریخی ناشی از روند رشد بحران های سرمایه داری در بطن جامعه ی ماست که در روز 23 خرداد ماه و به بهانه یِ انتخابات، از بطن (روابط زیربنایی) به رو (وجوه سیاسی) آمد. این رخداد تاریخی را دانشجویان دانشگاه تهران به بهترین وجهی در شعار «موسوی بهانه س، کل نظام نشانه س» بیان کردند. اما نیروهایی که به علت منافع طبقاتی شان قادر به درک چنین تحولی نیستند، آگاهانه و نا آگاهانه، تبدیل به موانع رشد و شتاب تکاملی مبارزات انقلابی و سازمان یافته یِ طبقه کارگر گشته اند. احزابی چون «حزب توده ایران» که به دو جناح حکومتی و اصلاح طلب شقّه شده است، و «فدائیان اکثریت» که در جبهه های «دمکراسی خواهی»، آگاهانه کارگران را به عدم شرکت در مبارزات انقلابی ضد دیکتاتوری ترغیب می کنند و منحرفین اپورتونیستی که نا آگاهانه و به علت عقب ماندگی و فقر نظری خود قادر به درک چرخش دیالکتیکی تاریخ نمی باشند و منکر تغییر جهشی جامعه به روند انقلابی گشته اند، از جمله نیروهایی هستند که ماهیّتی مرتجعانه یافته و باید از طرف نیروهای انقلابی افشا و طرد وشوند. این نیروها عملاً با انکار منافع طبقه کارگر در «مبارزات ضد دیکتاتوری»، مانع اعمال آگاهانه یِ نقش تاریخی این طبقه می شوند. جالب تر اینجاست که اکثر این نیروها با «خرده بورژوا» خواندن ماهیّت طبقاتی این مبارزات، در عمل همان تئوری ارتجاعی و غیر علمی «طبقه متوسط» را تکرار می کنند. ایشان با چنین توجیهی، از یکطرف، نقش پرولتاریا را بعنوان تنها طبقه یِ انقلابی در دوران سرمایه داری نفی کرده و مبارزات انقلابی را به بخشی از بورژوازی (خرده بورژوازی) نسبت می دهند. ایشان با ارائه چنین تئوری های غیر علمی راه را برای تشکیل ائتلاف ها و جبهه های روشنفکران کمونیست با احزاب و سازمانهای بورژوازی باز می کنند. این نوع مدعیان چپ تا به حال صدمات زیادی به اعتبار نیروهای کمونیستی وارد کرده اند و انگیزه های کمونیست ها از شرکت در مبارزات را تا حد کسب قدرت سیاسی و اعمال دیکتاتوری گروهی از طریق «احزاب کمونیست» و یا سازش با حکومت های بورژوایی تقلیل داده اند. ما، مدت سه سال است که مبارزه ِ قاطع، علنی و مستقیمی را علیه این احزاب خود خوانده یِ کمونیستی، از قبیل «حزب کمونیست ایران»، «حزب کمونیست ایران م.ل.م.» و انشعابات «حزب کمونیست کارگری» و طرفداران منصور حکمت آغاز کرده و به افشایِ ماهیّت ضد انقلابی ایشان پرداخته ایم. اما، صدمات وارده به اعتبار کمونیست ها در توده های کارگری از طرف گروه های رویزیونیست و اپورتونیست باندازه ای است که با در نظر گرفتن جوانی و محدودیت نیرو و امکانات کنونی انقلابیون کمونیست در کوتاه مدت میسر نبوده و نیاز به کار هدفمند ترویجی و تبلیغی مداوم و منظمی دارد.
4.همانطور که در اعلامیه ها و پیام های خود اصرار ورزیده بودیم، مردم غیور ایران نیز در روز 16 آذر دانشجویان را تنها نگذاشته و به دعوت ایشان پاسخ مثبت دادند. ده ها هزار نفر از مردم مبارز ما همزمان با دانشجویان مبارز، در خیابان ها و میادین تهران و مشهد و چند شهر دیگر تظاهرات ضد حکومتی خود را برپا کردند. بر خلاف گزارشات دروغ رسانه های اصلاح طلب و غربیان حامی ایشان، شعارهای مردمی و شیوه های مبارزات خیابانی شان با عاملان حکومت اسلامی بوضوح عاری از هرگونه تعلق خاطری به جناح های حکومتی و اصلاح طلبان بود. همانطور که در گزارشات ویدیویی از این مبارزات آشکار است، شعارهای «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر خامنه ای»، «حکومت اسلامی، نمیخوایم نمی خوایم»، «رهبرخدايي مي كند ملت گدايي مي كند» ،« اي رهبرآزاده ! خميني چشم به راه ته» نافی تمامی گزارشات کذب رسانه های غربی و مفسرین اصلاح طلب شان است. همچنین مردم در تظاهرات خود هر عکس و نشانی از رهبران گذشته و کنونی جمهوری اسلامی، از احمدی نژاد گرفته تا خامنه ای و حتی خمینی (بنیانگذار جمهوری اسلامی) را پایین کشیده و یا به آتش سوزاندند که این خود پاسخ صریح منفی به دعوت اصلاح طلبان به بازگشت به اصول بنیادین «انقلاب اسلامی» و ارزش های مشخصه یِ حکومت خمینی می باشد.
5. یکی دیگر از مهمترین دستاوردهای مبارزات مردمی آمادگی ایشان در رویارویی با نیروهای سرکوبگر بود. بر خلاف معمول بسیاری از مردم نقطه ای را برای تظاهرات انتخاب کرده و با به آتش کشیدن سطل های زباله و دیگر اشیایی که در دسترس شان قرار داشت، و همچنین با حمل پاره آجر و چوب های دستی برای خنثی سازی حملات حکومتی و گاز اشک آور آماده می شدند. در یک واقعه، در نزدیکی میدان انقلاب، یک راننده یِ کامیون بار آجر خود را در خیابان خالی کرد و مردم را دعوت به استفاده از آنها نمود. خود او نیز پیاده شد و شروع به شکستن آجرها کرد تا بهتر در دست مردم جا بگیرد. گزارشات دیگر از مبارزات مردمی حاکیست که در حالي که همه ي تلاش نيروي انتظامي وبسيج وسپاه صرف مقابله با تجمع مردم ودانشجويان در برابر دانشگاه تهران وخيابان 16 آذر شده بود مردم با تجمع در خيابان جمهوري وخيابان دانشگاه با نيروهاي سرکوب گر وارد شديد ترين زدوخوردها شدند.
نيروهاي سرکوب گر احتمال تجمع مردم در خيابان جمهوري و دانشگاه را نمي دادند ,با ديدن موج جمعيت چندين ده هزاري مردم به سوي آنها هجوم برده وبا موتور به مردم تجمع کننده حمله کردند.مردم با مقاومت و با آجر وسنگ به مقابله پرداختند ويکي از موتورهاي گارد ويژه را به آتش کشيدند. در این هنگام درگيري ها به خيابان هاي فرعي و کوچه هاي اطراف کشيده شد. ماموران با بيرحمي تمام با باتوم به جان مردم افتادند وبسياري از معترضين را زخمي کردند. امامعترضين با حضور مجدد درخيابان ها و پياده روها بلندتر از هميشه شعار مرگ برديکتاتور را سر دادند. جالب توجه اينکه مردم معترض درخيابان جمهوري و درست در نزديکي محل استقرار خامنه اي بارها شعار مرگ برخامنه اي سردادند. بر اساس گزارش هاي بدست آمده در خيابان جمهوري بيش از 50 نفر مورد اصابت باتوم قرار گرفتند و بيشترين شليک هاي هوايي وگاز اشک آور در اين خيابان صورت گرفته بود.همچنین نيروهاي سركوبگر تمام مغازه ها و فروشگاه هاي محدوده ي انقلاب را تعطيل کردند تا مردم نتوانند به درون آنها پناه ببرند. در حالي که تعداد زيادي از کسبه خيابانهاي انقلاب و آزادي و کارگر شمالي مردم را براي شرکت گسترده تر در اعتراضات به طور جدي تشويق و حمايت مي کردند. همچنين نيروهاي امنيتي جايگاه سوخت نبش خيابان وصال شيرازي را به طور کامل تعطيل کرده واجازه ي سوخت گيري به خودروها در اين جايگاه سوخت را ندادند. در خيابان هاي امير اباد شمالي , ميدان انقلاب , خيابان انقلاب در محدوده دانشگاه تهران , خيابان شانزده آذر , خيابان فلسطين , خيابان كاخ و چهار راه وليعصر مردم ب تاکتیک جنگ و گریز دست می زدند. اما در محدوده ی خیابان وليعصر نیروهای سرکوبگر وادار به شليك تیرهای هوايي شدند تا مردم را متفرق كنند. تمام مسيرها به سمت ميدان انقلاب را بسته بودند تا دسته های هزاران نفره مردمی نتوانند به یکدیگر بپیوندند. شلیک گاز اشك آور در این مناطق به حدی بود که تنفس را مشكل می کرد.
در خیابان ولیعصر، بالاتر از میدان ونک دسته ای چند هزار نفره به سمت مرکز صدا و سيماي حرکت می کردند. این اقدام اینک بصورت سنتی در این مبارزات در آمده است که اقدام تصرف این مرکز را تداعی می کند. در مرکز شهر و در محدوده ی مابین سه دانشگاه تهران، پلی تکنیک و شریف جوانان انقلابی و مردم مبارز با سنگ و چوب دستی به مقابله با مزدوران حکومتی پرداخته اند. و در فاصله های معین با روشن کردن آتش در مقابل حملات نیروهای مسلح به گاز اشك آور مقابله می کردند. در میدان انقلاب کامیونی برای کمک به مردم بار آجر خود را تخلیه نمود و مردم را تشویق به استفاده از آنها نمود. در کمتر از نیم ساعت بار کامیون تخلیه و آجرها باندازه ی مشت مردم شکسته شد و در میان مردم مبارز و جوانان انقلابی توزیع گشت. در این هنگام (14:30بوقت تهران)مردم در نقاط مختلفي از ميدان انقلاب تجمع کرده اند و نيروهاي بسيج با جا گذاشتن موتورهای خود مجبور به فرار گشتند. در خيابان ابوريحان به تشویق دختري که بنظر می رسید رهبري اعتراضات مردم را در دست دارد، مردم درب خانه های مردم برای رساندن آب و غذا به مبارزان باز شد.
بدین ترتیب می بینیم که این بار مردم با شناخت بهتری از ماهیت مزدوران سرکوبگر، آماده تر از گذشته به تقابل با عوامل حکومتی پرداخته و تظاهرات های خود را در مناطق مختلف سامان دادند. این مبارزات در بسیاری از مناطق، از جمله صادقیه، سعادت آباد و محلات دیگری در مناطق مرکزی و جنوب تهران تا ساعت ها پس از خاموشی هوا ادامه داشت.
همچنین در شهر مشهد در پی اعتراضات گسترده مردم مشهد در پارک ملت ، میدان آزادی و خیابان های اطراف دانشگاه فردوسی ، صدای تیراندازی شدید از ساعت 8:30 تا 9 دیشب در این مناطق شهر مشهد شنیده شده است. به گزارش شاهدان عینی صدای شدید و ممتد تیراندازی از اطراف دانشگاه فردوسی و پارک ملت مشهد شنیده شده است. گفتنی است هزاران تن از مردم مشهد با حضور در پارک ملت و میدان آزادی همصدا با دانشجویان این شهر به دولت کودتایی احمدی نژاد اعتراض کردند. به گزارش شاهدان عینی ده ها تن از مردم معترض مشهد توسط نیروهای امنیتی و انتظامی حامی دولت کودتا در پارک ملت ، میدان آزادی و میدان استقلال بازداشت شده اند. صدای تیراندازی شدید نیروهای حامی کودتا که در اکثر نقاط شهر مشهد شنیده شد ، موج گسترده ای از وحشت در شهر مشهد به وجود آورده است.
مبارزات دانشجویی
همانطور که در پیام سیزدهم و اعلامیه 16 آذر پیش بینی کرده بودیم، حکومت، نیروهای خود را در برابر دانشگاه ها و خیابان های اطراف آنها متمرکز کرده بود و متأسفانه در اکثر موارد و در تمامی شهرستان ها موفق به حبس دانشجویان در صحن دانشگاه هایشان شد. در بسیاری از دانشگاه ها و بخصوص در دانشگاه تهران، هزاران نفر از مزدوران غیر دانشجوی حکومتی، در لباس های بسیج، برای سرکوبی و اجرای تظاهرات های نمایشی به طرفداری از حاکمیّت را وارد دانشگاه شده بودند. تنها در دو مورد، دانشگاه تهران و پلی تکنیک تهران، پس از ساعت ها تلاش، دانشجویان توانستند درها را شکسته و مردم حمایت کننده ای را که در پشت درهای بسته دانشگاه تجمع کرده بودند به داخل صحن آن راه دهند تا متحدانه در مقابل این تمهید حکومتی مبارزه کنند.
تهران: در مبارزات دانشجویی رادیکالیسم مردمی کاملاً مشهود بود. بارها دانشجویان اصلاح طلب سعی کردند تا شعارهای مشخصه ی خود را سر دهند، از جمله «الله اکبر» و یا «یا حسین میرحسین»، اما با عدم استقبال توده ی دانشجویی، طنین آنها به سرعت محو گشته و در دل شعارهایی چون «مرگ بر دیکتاتور»، «موسوی بهانه س، کل نظام نشانه س»، مرگ بر خامنه ای» ، «مرگ بر بسیجی»، «پول نفت چی شده، خرج بسیجی شده»، «حکومت اسلامی نمی خوایم، نمی خوایم»، «ما اهل کوفه نیسیتم/ پول بگیریم بیایستیم»،«مزدور چقدر گرفتی/ پرچم دستت گرفتی»،«پول نفت چی شده/ خرج بسیجی شده»،«امسال سال خونه/ دیکتاتور سرنگونه»، «شکنجه! حمایت! مرگ بر این ولایت»، «بسيجی دروغگو/ كارت دانشجویی ات كو» ناپدید شد. همچنین، درگیری های مستقیم و زد و خورد میان نیروهای سرکوبگر در دانشگاه ها با دانشجویان گزارش شده است. طبق معمول با تهاجم نیروهای سرکوبگر حکومتی و ضرب و شتم دانشجویان، ایشان را وادار به مقابل به مثل میکرد. این شعارها و حالت های تهاجمی دانشجویان در اکثر دانشگاه های تهران مشهود بود. به جرأت می توان گفت در کلیه ی دانشگاه های شهر تهران، از جمله دانشگاه های تهران، شریف، امیرکبیر، خواجه نصیر، آزاد واحد تهران جنوب، علوم تحقيقات پونک، رودهن، علم و صنعت،آزاد كرج یکپارچه در این مبارزات با شعارهای همسان و درجه رادیکالیسم برابری مواجه بودیم. در کلیه این دانشگاه ها، آنچه که مشهود بود، افت محبوبیّت و تمایل دانشجویان نسبت به رنگ سبز که معرفِ نیروهای اصلاح طلب شده است، بود. در تظاهرات های پیشین، دانشجویان بسیاری خود را با لباس ها و نوارها و مچ بندهای سبز تزییتن می کردند. اما، در 16 آذر به ندرت می شد سبز پوشی در میان دانشجویان یافت. البته طرفداران اصلاح طلب طبق روال عادی شان سعی در منحصر نشان دادن این تظاهرات ها به نفع خود بودند. مثلاً یک بیرق سبز بسیار طولانی ای که بوسیله یِ چند دانشجو حمل می شد، در یک سمت از صف تظاهرات ها مستقر ساخته بودند. اما تعداد دانشجویان حمل کننده بسیار معدود بود و پوشنده ی رنگ سبز به ندرت دیده می شد. اگر بخواهیم وزن نیروهای راست و چپ را بر مبنای رنگ شان تخمین بزنیم، بخصوص در دانشگاه تهران، سبز و سرخ به یک اندازه دیده می شد. اما در این میان خیل عظیمی از دانشجویان، شاید قریب به 90 درصد ایشان، بدون هیچ رنگ مشخص کننده ای به تظاهرات آمده بودند. البته در این میان باید دو استثنا را نیز یاد کنیم. برای اولین بار در دانشگاه تهران نیروهای سرخ ابراز وجود مستقل کرده و در جهت دادن شعارها نقش مثبتی را ایفا کردند. همچنین شعار «کارگر، دانشجو، اتحاد، اتحاد» از جمله شعارهای این تظاهرات بود و بر روی چندین پلاکارد مشهود بود. و دیگر استثنا حضور پر رنگ طرفداران سبز در دانشگاه شریف بود که با هوا کردن بادکنک های سبز جهت گیری خود را نشان دادند. لازم به یادآوری است که دانشگاه شریف بطور سنتی مرکز فعالیت های دانشجویی حزب توده بوده است.
شهرستان ها: اخبار شهرستان ها عیناً از منابع خبرگزاری های مستقل درج می گردد
در شهرستان ها نیز دانشجویان روز 16 آذر را فعالانه گرامی داشتند. خبرهای رسیده حاکیست که در اقصاء نقاط ایران و در هر جا که دانشگاهی دائر می باشد، این مناسبت جشن گرفته شده است و در تمامی آنها شعار «مرگ بر دیکتاتور»، شعار مرکزی آنها بوده است.
تبریز: بر خلاف تهران و دیگر نقاط ایران تظاهرات دانشجویان دانشگاه تبریز یکپارچه سرخ بود. در دانشگاه آزاد تبریز ده ها دانشجو با در دست گرفتن پلاکارد سرخ و دادن شعار «مرگ بر دیکتاتور»، «نترسید نترسید ما همه با هم هستیم» و «دانشجوی با غیرت، حمایت حمایت» تنها مراسم یکپارچه سرخ را برگزار کرده و دیگر دانشجویان را دعوت به راهپیمایی کردند.
شيراز: از ساعت 1230 در سلف سرويس دانشگاه شيراز , دانشجويان با حراست درگير شدند وشعارهاي ضد حكومتي خود را بي وقفه سر می دادند . به گزارش دانشجویان سوسیالیست امروز دوشنبه 16 آذر 3″ تن از دانشجویان چپ و سوسیالیست شیراز” بازداشت و از وضعیت انها خبری در دست نیست.صبح امروز دوشنبه 16 آذر ساعت 8 صبح رفیق “سید محمد محسن موسوی” دانشجوی سوسیالیست شیراز بازداشت و هنوز از وضعیت وی خبری در دست نیست. به دنبال تهدید و فشارهای فراوانی از سوی نیروهای امنیتی در شیراز و امنیتی کردن فضای شهر، امروز 16 آذر روز دانشجو رفیق محسن موسوی بعد رفتن به سمت فوقانی خوابگاه مفتح باز داشت و هنوز از وضعیت وی خبری در دست نیست.به گزارش دانشجویان سوسیالیست :نجما رنجبران” دیگر دانشجوی سوسیالیست شیراز همراه با “سبحان حیدری” فعال چپ دانشجویی شیراز از سوی نیروهای امنیتی رژیم سر فلکه آرم بازداشت شده اند و از وضعیت انها هیچ خبری در دسترس نیست.
امروز 16 آذر در خيابانهای اطراف دانشگاهها و خبابانهای شیراز نیروهاي امنیتي و انتظامی همراه لباس شخصي ها در حالت کامل آماده باش و تفتیش از رهگذران به سر برد و شهر شیراز در فضایی کاملا امنیتی بسر برد.
مشهد: روز دوشنبه 16 آذر از ساعت 1200تا 1500تجمع دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد با شعار مرگ بر ديكتاتور و مرگ بر خامنه اي شكل گرفت , دانشجويان با بسيجي ها درگير شدند . ورود و خروج دانشجويان را ساعت 1600 بستند و اجازه خروج نميدادند
همدان: طبق خبر دريافتی، در پی حمله نيروهای لباس شخصی و بسيجی به تجمع دانشجويان معترض دانشگاه بوعلی سينا، تنی چند از دانشجويان زخمی شدند. گزارشها حکايت از درگيری در ساختمان دانشکده علوم اين دانشگاه دارد . قابل ذکر است نيروهای لباس شخصی يکی از دانشجويان را از طبقه بالا به محوطه هشتی علوم دانشگاه پرت کردهاند که در پی خونريزی و زخمی شدن، اين دانشجو به بيمارستان منتقل شده است. هنوز از هويت اين دانشجو گزارشی منتشر نشده است
ايلام: در ايلام درروز 16 آذر , دانشجويان از ساعت 10 صبح تجمع اعتراضي خود را در دانشگاه ملي ايلام با شعار مرگ بر ديكتاتور , مرگ بر احمدي نژاد , دانشگاه پادگان نيست آغاز كردند. در اين تجمع بسيج و مزدوران به دانشجويان حمله كرده و آنها را مورد ضرب وشتم قرار دادند همچنين نيز تعدادي از دانشجويان دراين درگيري دستگير شدند نام دوتن از دستگيرشدگان رضا رشوندي و حسين كياني بود كه آنها را با ضرب وشتم بردند
دانشگاه سمنان: از ساعت 10 صبح روز 16 آذر تجمع اعتراضي دانشجويان دانشگاه سمنان در دانشكده فني هنر شكل گرفت. دانشجويان بزرگداشت روز دانشجو را با شعارعليه حكومت تا ساعت 1200 ظهر ادامه دادند .
سنندج: مراسم شانزده آذر در دانشگاه سراسري كردستان و دانشگاه هاي تابعه , دانشگاه آزاد سنندج , دانشگاه پيام نور سنندج برگزار گرديد . در دانشگاه سراسري كردستان نزديك 700 نفر ,درسالن آمفي تئاتر اين دانشگاه , همراه با خواندن سرود و سردادن شعارتجمع خود را ادامه دادند . در دانشگاه پيام نور 400 نفر در سالن آمفي تئاتر و دردانشگاه آزاد سنندج نيز 400 نفر در سالن آمفي تئآتر دانشگاه , 16 آذر را گرامي داشتند . و بيانيه اي هم صادر كردند . دانشجويان شعارهايي در همبستگي با دانشجويان سراسر شهرهاي كشور روي پلاكاردها نوشته بودند مانند : دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد , مرگ برديكتاتور , زنداني سياسي آزاد بايد گردد .محكومين به اعدام در كردستان بايد آزاد گردند , احكام اعدام بايد لغوگردند.
رشت: امروز براي مقابله با تظاهرات بزرگ 16 آذر در تمام خيابان هاي اطراف دانشكده علوم پايه رشت نيروهاي بسيجي راچيده بودند و تدابير امنيتي شديدي انديشيده بودند .به محض اينكه دانشجويان جمع شدند و خواستند شعار بدهند, ماموران بسيجي به سمت دانشجويان حمله كردند و درگيري بين دانشجويان و بسيجي ها شروع شد. دست وپاي سه نفر از دانشجوياني كه با بسيجي ها درگير شده بودند را بستند و به داخل پيكان وانت پرتاب كردند و به صورت كاملا وحشيانه اي با باتوم به سر آنها زدند و آنها رابا خود بردند , به معناي واقعي كلمه امروز در رشت بسيجي ها, هار شده بودند و مردم ودانشجويان دلير اين خطه ميهن را به شدت كتك ميزدنند .
دانشگاه سيستان و بلوچستان: از ساعت 4 تجمع اعتراضي خود را آغاز كرد. جمعي از دانشجويان با خواندن سرود يار دبستاني و خواندن بيانيه انجمن اسلامي وسر دادن شعار هاي “دانشگاه زنده است”و”دانشجو ميميرد ذلت نمي پذيرد” ديگر دانشجويان را دعوت به حضور کردند. به گزارش خبرنگارآژانس ايران خبر , دانشجويان از ساعت 5 در مقابل سلف دانشگاه تجمع نمودند و با شعار الله اکبر و روشن کردن شمع اعتراض را ادامه دادند. لازم به ذکر است که ماموران امنيتي و لباس شخصي به کمک مسئولين دانشگاه دانشجويان را احاطه كردند.اگر چه مسئولين در تلاش بودند از هفته گذشته بابرقراري تماس با خانواده دانشجويان و ايجاد ترس در بين آنها از شور اين روز بکاهند اما دانشگاه سيستان و بلوچستان هنوز زنده است. تادقايقي ديگر اعتصاب غذا آغاز ميشود.
بندرعباس: در ساعت 1900 بيش از150تن از دانشجويان دانشگاه آزاد بندر عباس به دانشجويان داخل دانشگاه كه با نيروهاي لباس شخصي و انتظامي درگير بودند پيوستند . به گزارش خبرنگار آژانس ايران خبر , اين دانشجويان بعد از اينكه شنيدند در شهرهاي ديگر مردم و دانشجويان به تجمعات خودشان ادامه ميدهند در صدد ادامه تجمع قبل از ظهر خود بودند كه با نيروهاي حراست درگير شده و حراست اجازه خروج دانشجويان را نمي داد. اين درگيري تا بعد از ساعت 19 همچنان ادامه داشت.
قزوين: امروز صبح جمعيتي حدود 700 الي 800 نفراز دانشجويان آزاده در دانشگاه آزاد قزوين تجمع کرده و شعارهاي مرگ بر ديکتاتور و الله اکبر سر دادند دانشجويان دانشگاه بين المللي قزوين نيز امروز16 آذر تجمع اعتراضي به مناسبت روز دانشجو برگزار كردند .
بروجرد: صبح امروز ساعت 11.30 دانشجويان دانشگاه آزاد بروجرد با اتوبوس دانشگاه براي تجمع اعتراضي به محل ميدان مدرس جنب پيراپزشكي رفتند . دانشجويان در سالن دانشگاه تجمع اعتراضي برگزار كردند وشعارهاي ضد حكومتي سردادند, حراست دانشگاه دانشجويان را پراكنده كرده وعده اي از آنها را احضار وشناسايي كرد . حراست دانشگاه گوشي هاي دانشجويان را گرفت وفيلمهايشان را پاك كرد.
اهواز:تجمع دانشجويان دانشگاه آزاد اهراز ساعت 1230 از مقابل ساختمان خميني اين دانشگاه شروع شد. تعداد دانشجويان حدود 600 نفر بود كه شعار ها ي الله اكبر , مرگ بر ديكتاتور , پول نفت چي شده خرج بسيجي شده ميدادند. اين تجمع تا ساعت 1500 طول كشيد .درتجمع اعتراضي امروز دانشجويان دانشگاه چمران اهواز بين نيروهاي بسيجي ودانشجويان دانشگاه چمران درگيري به وجود آمد , دانشجويان اين دانشگاه با مقاومت خود در مقابل مزدوران ايستادگي كردند دانشجويان دانشگاه سقز تجمع اعتراضي كردند
سقز: امروز 16 آذر دانشگاه آزاد سقز در حاليكه تعطيل اعلام شده بود تا به اين ترتيب مانع هر حركت اعتراضي در دانشگاه ها شوند با اين حال بيش از 500 نفر از دانشجويان در دانشگاه آزاد سقز در شرايط باراني در حياط و سالن دانشگاه تجمع كردند , در حاليكه حضور مامورين و حراست محسوس بود اما دانشجويان بحالت تحصن در دانشگاه تجمع كردند و به اين ترتيب اعتراض خود را به وضعيت موجود بيان نمودند .
اراك:اراك ساعت , 1500:امروز صبح کارتهاي دانشجويي دانشجويان دانشگاه اراك توسط حراست دانشگاه بشدت كنترل ميشد, نزديك ساعت 1000 صبح , دانشجويان تجمع كرده و شروع به سر دادن شعارهاي مرگ برديکتاتور و الله اکبر کردند. در مقابل آنها گروهي از بسيجيان دانشجويي سعي در به هم زدن نظم دانشجويان داشتند که اين مسئله در يکي دو مورد حتي منجر به درگيري بين آنها شد. تعداد ماموران بيرون دانشگاه هم قابل توجه بود.
شهركرد: دانشجويان دانشگاه آزاد شهر كرد با عزم جزم نشان دادند كه تمام تمهيدات امنيتي و جو سركوب و وحشت نظام را به هيچ گرفته و با تمام قوا روز 16 آذر را گرامي داشته اند , يكي از دانشجويان دانشگاه آزاد شهركرد در اين رابطه به خبرنگار آژانس ايران خبرگفت : همه بردهاي(تابلو) دانشگاه آزاد پر از تراكت و شب نامه هاي كوبنده و انگيزاننده شده , اينجا غوغاست . تا حالا سابقه نداشت اينجوري بشه , خيلي شلوغ شده ! من مطمئن هستم با اين شور و اشتياق ماپيروز ميشويم.
نجف آباد :دانشجويان دانشگاه نجف آباد امروز تجمع كرد ه و شعارهاي مرگ بر خامنه اي و مرگ براحمدي نژاد و شعارهاي ما نميخوايم هسته اي از ولايت خسته ايم را سردادند, در اين تجمع لباس شخصي هاي مزدور و سركوبگر كه نزديك به 300 نفر بودند تحت عنوان بسيج دانشگاه به دانشجويان حمله كردند وآنها را مورد ضرب وشتم قرار دادند ولي دانشجويان ايستادند و كوتاه نيامدند , نيروهاي حكومتي موفق به دستگيري دانشجويان نشدند فقط آنها را زدند وسعي كردند دانشجويان را متفرق كنند.
اروميه: در روز 16 آذر در دانشگاه آزاد اروميه و دانشگاه نازلو اروميه تجمع اعتراضي برگزار شد و دانشجويان شعار ضد حكومتي سر دادند.
6. همانطور که شاهدید، استقلال مبارزات مردمی از رهبری اصلاح طلبان که در همان روز اول مبارزات، یعنی 23 خرداد مشهود بود، نهایتاً پس از 30 خرداد و درگیر شدن مسلحانه ی حکومت دیکتاتوری سرمایه داری، روندی انقلابی در پیش گرفت و با گذر از افت و خیزهایی چند، همچنان به پیش می راند. بسیاری از نیروهای مدعی کمونیسم در خارج از کشور به علت عدم حضورشان در شرایط عینی مبارزات مردمی به اتخاذ مواضع اشتباهی دست زدند. ما در گزارشات خود سعی کردیم تا ایشان را نسبت به این اشتباهات آگاه کنیم. اما مقاومت این سازمان ها و «احزاب» در برابر واقعیّت شرایط مشخص مبارزه طبقاتی در ایران را دیگر نمی توان پای عدم آگاهی و برداشت اشتباه ایشان گذاشت. چرا که واقعیّت استقلال این مبارزات از جناح های حکومتی و روند انقلابی اش آنچنان واضح گشته است که قابل انکار نیست. پس تداوم مقاومت رهبران سازمان ها و «احزاب» کمونیستی در خارج از کشور را باید به منافع طبقاتی ایشان نسبت داد. چه سازمانها و «احزابی» که در مقابل مبارزات انقلابی مردم با جناح اصلاح طلب صف آرایی کرده اند و کارگران را به حمایت از اصلاح طلبان ترغیب می کنند، مانند جناحی از حزب توده و فدائیان اکثریت، که بیانگر سمتگیری ایشان به منافع انحصارهای سرمایه داری غیر حاکم می باشد. و چه سازمانها و احزابی که به بهانه یِ «وابستگی مبارزات به جناح های حکومتی» کارگران را دعوت به برخورد منفعلانه نسبت به مبارزات ضد دیکتاتوری و سیاسی و تداوم مبارزات صنفی می کنند، که نهایتاً معرفِ پاسفیسم طبقاتی خرده بورژوازی در این شرایط می باشند. رهبری این نیروها برای حفظ منافع گروهی و امتیازات «رهبری»، انرژی و توان مبارزاتی هواداران خود را به حدر می دهند. ما در تداوم گزارشات سیاسی خود از شرایط کنونی مبارزه طبقاتی و نیازهای فوری آن، به نکاتی که در این گزارش بصورت اجمالی مطرح کرده ایم، بصورت تفصیلی خواهیم پرداخت.

مرگ بر دولت سرمایه دار!
نان، مسکن، آزادی – جمهوری شورایی!
کارگران کمونیست ایران
18 آذر 1388

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*