جنبش خودبخودی و روشنفکران نخبه گرا

در روز بیست سوم خرداد ماه 1388، مردمی که به رهبری اصلاح طلبان دل سپرده بودند و در جهت انتخاب کردنشان به مقام ریاست جمهوری در تظاهراتِ تبلیغاتی خیابانی شرکت کرده بودند، پس از مشاهده ی افتضاح انتخاباتی، در یک حرکت جهشی، از رهبری ایشان و ستادهای انتخاباتی شان گسستند و به رغم توصیه های آنان راه اعتراضات خیابانی را برای پیشبرد خواسته ها و اهدافشان برگزیدند. اعتراضات آنها، در همان روز، ماهیّتی جنبشی یافت. و با فاصله ی یک هفته، یعنی پس از اعلام حکم تیر از سوی خامنه ای، در یک رودر رویی قهرآمیز چند هفته ای با نیروهای مسلح دیکتاتوری اسلامی، خصلت تهاجمی و روند انقلابی خود را ظاهر ساختند.
هر کس که مدعی است وجود جنبش های اجتماعی و روند مبارزات انقلابی مردمی وابسته به حضور نخبگان در رأس شان می باشد، کور خوانده است و در توهمات خود به سر می برد. این دیدگاه تنها می تواند در مخیله یِ معلول یک روشنفکر خودستا شکل گرفته باشد که در زیر آموزش های نخبه گرایانه و شخصیّت پرستیِ رویزیونیسم قرن بیستمی آموزش دیده است و علیرغم تکرار اشتباهات و شکست های مکرر این تئوری ها در قرن گذشته، هنوز نتوانسته است که هسته ی توهم آلود ایدئولوژی ایدآلیستی خود را به نقد بکشد. چنین روشنفکرانِ نخبه گرایی فراموش می کنند که مردم ما انسان و متفکرند و در میدان تجربه از پراتیک مشخص خود آموزش می گیرند و نیازی به نخبگان ندارند تا دشمنی که در مقابلشان قرار گرفته است را بشناسند و یا موانعی را که این دشمن در مقابل حرکتشان قرار می دهد را شناسایی و خنثی کنند. برای شناختن از دشمن عیان شده و معضلات فوری ای که مانع پیشبرد نبردشان می شود، ایشان با همفکری همرزمانش در خیابان به نتایجی می رسند که در تظاهرات بعدی به امتحانش می گذارند و از آن نتیجه گیری کرده و سطح دانش خود را بالاتر می برند. البته در اینکه این نوع کسب دانش از نوع تجربه گرایانه است و نمی تواند به کنه روابط انسانی و ماهیّت طبقاتی نیروهای درگیر نفوذ کند، شکّی نیست، و حتماً باید مورد بررسی قرار گرفته و در راه جبرانش قدم های ضروری ای برداشته شود. اما این کاستی، از ماهیّت جنبشی و خصلت انقلابی بودن مبارزات کنونی مردم ما نمی کاهد.
جهش هایِ دیالکتیکی 23 و 30 خرداد، بر بستر بیش از سه دهه بحران ناشی از توسعه ی سرمایه دارانه و حرکت دو قطبی شدن جامعه و تشدید تضادهای طبقاتی ناشی از آن، و بخصوص در دو سال اخیر که بحران ساختار سرمایه داری جهانی مزید بر علت گشته بوقوع پیوست. جنبش انقلابی برخاسته از سه دهه رکود مبارزاتی و در اثر تراکم خواسته ها و فشارهای طبقاتی به خیابان ها لبریز گشت و در همان هفته های اول موضع تهاجمی خود را به نمایش گذاشت. درست است که نیروهای سرکوبگر حکومتی به مردم بی سلاح حمله کرده و با سرکوب خونین آنها را متفرق می کردند، اما باز هم این جنبش انقلابی مردمی بود که برای تهاجمی دیگر به خیابان ها سرازیر می شد و نیروهای سرکوبگر حکومتی را به چالش می کشید. در این درگیری ها، این جنبش، بارها استقلال خود را از رهبران اصلاح طلب به نمایش گذاشت و تنها کور دلانی چون روشنفکران خودفروخته که هیچ منفعت و امتیازی برای خود در این جهش انقلابی نمی بینند به تکذیب و تحریف آن ادامه می دادند و هنوز هم می دهند. اما دوران بقای تئوری های توهمی و اشتباه گذشته است. تحلیل های اشتباه، بر خلاف دوران رکود که سالها می توانستند آزمایش نشده باقی بمانند، در شرایط کنونی، با فاصله چند روز مورد آزمون قرار گرفته و از اعتبار ساقط می شوند. همانطور که دیگر اعتبار نظراتِ پرت و پلای مارکسیست های علنی ای چون ناصر زرافشان و رییس دانا و دیگران در تکذیب و انکار وجود جنبش مردمی و خصلت انقلابی آن باعث خنده و تمسخر گشته و تنها نشاندهنده ی ماهیّت بغایت ارتجاعی منافع آنها شده است.
مردم ما در طول این مبارزات، از درگیری هایِ مستقیم به خود آگاهی های انقلابی بسیاری دست یافتند. در وحله اول متوجه شدند که انتخابات در درون حکومت دیکتاتوری نمی تواند پاسخگوی خواسته ها و اهداف مردمی باشد. این باور در فاصله ی چند روز از آغاز مبارزات، هنگام تمسخر به پیشنهاد خاتمی در برگزاری یک «رفراندم مشروعیت دولت کودتا» عیان گشت. سپس، عدم گرایش مردمی به حزب تازه تأسیس شده یِ «راه سبز امید» آگاهی ایشان را به ناتوانی اصلاح طلبان در بر آوردن خواسته های شان را ظاهر نمود. تغییر تاکتیک «فشار متمرکز» به اقدامات فرسایشی از دیگر نتایج این رشد آگاهی بود. رشد سیستماتیک رادیکالیسم در هر اقدامی نسبت به اقدامات پیشین در شعارها و اتخاذ تاکتیک های خیابانی، به رغم توصیه های اصلاح طلبان مبنی بر «عدم روی آوری به ساختارشکنی» گواه دیگری بر صحت مدعای ماست. و بالاخره تهاجم به نیروهای سرکوبگر با سنگ و آجر و چوبدستی و شکستن اقتدار ظاهری نیروهای مسلح دیکتاتوری قدمی است که مردم را به روی آوری به مبارزه مسلحانه خواهد رساند.
در اینجا صحبت از تأیید و یا عدم تأیید به کار بردن سلاح در مبارزات انقلابی تغییری به واقعیّت آشنایی مردم به اسلحه و گزیدنِ این راه از طرف ایشان نخواهد داد. پس باید به فکر شرایطی بود که پس از توسل مردم به چنین ابزاری پیش خواهد آمد و خود را برای نتایج گریز ناپذیر آن آماده نمود.

ندای سرخ

چهارشنبه 9 دی 1388

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*