برای حجت زمانی- به عزایش،ایستاده ام !

hojat_zamani

به عزایش،ایستاده ام ! درخت هرچه پربارتر ،افتاده تر! حجت زمانی افتاده بود.در این خاک کهن ریشه داشت وآن را با خون خود وبرادرانش آبیاری کرد. شش ماه با او زندگی کردم .در راهروی بند آن چنان قدم برمی داشت که هم بندانش چه سیاسی وچه عادی،هیبتش را احساس کرده وبه اواحترام می گذاشتند ،هیبتی ذاتی ونه ظاهری. او مغرور نبود وریا نیاموخته بود.درگفتار صرفه جو ودر رفتار متعادل. شادمانیش از لبخندی ملیح وبرافروختگیش را از سرخی گونه هایش می شد حدس زد.متن كامل برافروختگی که تنها در مقابل پیشنهادات طتمیعی ویا تهدیدات دشمنانش به اودست می داد. درعرض شش ماه زندگی با او شاهد بودم که سه بار به گفتگو دعوتش کردند وهر بار با گونه های سرخ باز می گذشت .ازاومی پرسیدم که چه شد؟ پاسخش کوتاه بود: به من می گویند عفو بنویس ، عفو برای چه عملی واز چه کسی.؟ از اینکه مردمم را به زنجیر وبرادرانم را به خون کشیده اند؟ نه تنها او، که اعدامش هم سیاسی بود.این اقدام وحشیانه وانتقام جویانه برای جعل تصویر واقعیات جامعه ایران است.جعل این تصویرکه هیئت حاکمه از درون فروپاشیده ،با اعتلای مبارزات کلیه اقشار جامعه وبویژه طبقات فرودست ودمکرات مواجه واز هراس برافتادن قطعی آخرین نیروی خودرا جمع کرده وبه تهاجمی ناامیدانه دست زده است تاشاید نیروهای مقابل را با ایجاد رعب ووحشت متواری سازند. اما زهی خیال باطل! مازندانیان سیاسی ،آگاه تر ازآنیم که ایشان بتوانند با چنین جعل ونیرنگ هایی مارا به عقب نشینی وادارند. ماهمچون حجت زمانی برمواضع خود محکم ایستاده ایم. چراکه امروز بیش از هرروز دیگری پشتیبانی ملت را حس کرده وبراین باوریم که حتی اگر دراین تهاجم آخر قربانی این معرکه شویم ،اما ملت قهرمان وغیورمان فردای آزادی را خواهد دید. یادش گرامی باد
اتحاد- مبارزه – پیروزی
بینا داراب زند

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*