اعترافات يک سلطنت طلب

hajar

يکي دو ماه قبل از بازداشتم هنگاميکه فرياد جمهوريت درخطر اصلاح طلبان ليبرال گوشها را کر کرده بود اقدام به نگارش مقاله اي تحت عنوان جمهوري خواهي عليه دمکراسي خواهي کردم که متاسفانه ناتمام ماند اما همان مقاله ناتمام حساسيت بازجوي مرا برانگيخته بود . چرا که درطي پلمينک به اصطلاح طلبان ليبرال نشان داده بودم که حکومت مطلقه ايران نه يک جمهوري بلکه يک سلطنت مطلقه غير موروثي است. پس فرياد جمهوريت در خطر است چيزي جز يک شعار براي جلب حمايت دانشجويان وروشنفکران وسوءاستفاده ليبرالها براي چانه زني با اقتدارگرايان نيست .جالب اينجاست که جلسات بازجوئي من تبديل به سميناري گشته بود تا بازجوي گرامي مرا به جمهوري نظام حکومت مطلقه مجاب کند.در همان جلسات بازجوئي بارها متذکر شدم يک سلول انفرادي واتاق بازجوئي جاي مناسبي براي مباحث نظري نبوده وقول دادم که هنگام ازادي مقاله اي نوشته وپاسخ ادعاي اورا بدهم .اما همانطور که مي دانيد هنوز در اسارت بسر برده وعلي رغم ميل باطني تا امروز موفق به وفاي عهد نگشته ام.هفته گذشته که روزنامه شرق را ورق مي زدم با مصاحبه اقاي حجاريان روبرو گشته وهر چه جلوتر رفتم گردي چشمهايم فراختر گشت .گوئي که اجناب دکتر از عهد من با باز جوي گرامي ووضعيت نابساماني که باعث خلف وعده گشته مطلع بوده وخواسته اند زحمت مرا کم کنند. به گزيده اي از جملات اقاي حجاريان دقت کنيد:اصلاح طلبي ما همچنان در زمان مشروطه خواهي است من هنوز هم مشروطه خواه هستم وما هم هنوز در همان عصر بسر مي بريم .مشروطه پروژه نا تمام ماست تکليفي بر عهده ماست که اين پروژه راتمام کنيم.ممکن است هيچگاه به جمهوريت نرسيم ومثل انگليس که حکومت مشروطه داردما در اين مشروطه متوقف شويم اين مهم نيست. لطفا بفرمائيد چطور مهم نيست؟ اگر مهم نبود پس چرا من به علت بيان همين مواضع در حکومت مطلقه در زندان بسر مي برم ؟ چگونه است که چنين محتوائي از قلم من تراوش مي کند تشويش اذهان از طريق نشر اکاذيب است.اما هنگامي که تقاي حجاريان ان را بر زبان مي راندند تبديل به نظرات عميق کارشناسانه وقابل تقدير مي گردد؟ گوئي که يکي از دوستانشان جناب اقاي سازگارا انهارا بي سروته وبه دردنخور تشخيص داده ودر واقع گرد وخاک به زير فرش جارو زدهاند. مدتي است که اقاي اکبر گنجي تئوريهاي حجاريان را مشروطه خواهي مي نامند اما امروز با اعترافات خودشان به مشروطه خواهي چند نکته قابل ذکر است:

اولا اعترافات اقاي حجاريان به مشروطه خواهي تائيد اين ادعاست که انقلاب 1353 تا 1357 شمسي در ايران نتوانست به جمهوري دست يافته وبه علت پيروزي ضد انقلاب در22 بهمن 1357 تنها توانست خصلت موروثي بودن سلطنت ايران به نظام سلطنت غير موروثي تبديل کند .وحتي نتوانست الگوي ليبرالي يک حکومت مشروطه ره محقق سازد.پس اختلاف اصلاح طلبان ليبرال ما با سلطنت طلبان طرفدار بازگشت سلسله پهلوي در حقيقت دعوا بر سر لحاف ملانصرالدين است.

ثانيا از انجائيکه اقاي حجاريان به تصديق همه يکي از مهمترين طراحان اصلاح طلبي ليبرال هاي کنوني هستند اعترافات ايشان بيانگر ريشه مشروطه خواهانه کليه تزهاي مطروحه از طرف اصطلاح طلبان ليبرال ماست وادعاي جمهوري خواهي ايشان کذب محص است .بزودي در کنگره حزب مشارکت خواهيم ديد که چند در صد از اعضاء به طرفداري از جمهوري خواهي بلند خواهند شد وچه راه حلهائي متمايز از جناح مشروطه خواهان اقاي حجاريان مطرح خواهند کرد.

ثالثا – با طرح جبهه ضد بنا پارتيستي ورويکردش به هواداران حکومت مطلقه استبدادي چون حزب موتلفه وپيشنهاد رهبري اين جبهه توسط هاشمي رفسنجاني بيانگر اين واقعيت است که مشروطه خواهي اصلاح طلبان ليبرال ما بسيار عقب افتاده بوده وريشه در ذهنيت برژوازي تجارت يک صدسال پيش دارد.در صورتي که حداقل مشروطه خواهان هوادارسلسله پهلوي سلطنت استبدادي وطرفداران ان را در خيل سلطنت طلبان مقيم خارج نفي کرده و حتي به اهميت فداراليسم ونقش نهادهاي دمکراتيک تاکيد دارند.

رابعا- پيش بيني مي کنم که با اعتراف به مشروطه ساختن سلطنت غير موروثي ولي مطلقه ودر صورت تشکيل جبهه ضد بناپارتيستي به رهبري هاشمي رفسنجاني (جبهه اعتدال) انتخابات اين دوره مجلس خبرگان که تنها نهاد قانوني براي محدود ساختن اختيارات رهبريست از اهميت بيشتري نسبت به سال هاي گذشته برخوردار خواهد گشت.

( بينا داراب زند عضو شوراي مرکزي حزب دموکرات ايران ) ۱۶ / ۵/ ۸۴  زندان گوهردشت

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*